سره‌نویسی فارسی در دربار ایلخانان (شهنشاه‌نامة احمد تبریزی: یگانه اثر منظوم به فارسی سره)

نوع مقاله : مقاله پژوهشی

نویسندگان

1 دانشجوی دکتری زبان و ادبیّات فارسی دانشگاه فردوسی مشهد، نویسنده مسئول

2 استادیار گروه زبان و ادبیّات فارسی دانشگاه فردوسی مشهد

چکیده

منظومۀ حماسی ـ تاریخی شهنشاه‌نامۀ احمد تبریزی یکی از تاریخ‌های عمومی مغولان است که در سال (۷۳۸ ھ.) به زبان فارسی و در وزن و سبک شاهنامۀ فردوسی سروده شده‌است. یکی از ویژگی‌های مهم و برجستۀ منظومۀ شهنشاه‌نامه، تلاش آگاهانۀ شاعر برای پاک‌سازی زبان فارسی است که این منظومه را از سایر آثار منثور و منظوم فارسی متمایز می‌سازد و آن را به‌عنوان یگانه اثر منظوم فارسی و نخستین متن کاملی که به فارسی سره سروده شده‌است، مطرح می‌کند.
در این مقاله ابتدا ادعای احمد تبریزی مبنی‌بر نوشتن منظومه‌ای سراسر پارسی و خالی از کلمات بیگانه مطرح و با مطالعۀ بسامد واژه‌های عربی، ترکی و مغولی در منظومۀ شهنشاه‌نامه، این مسئله بررسی شده‌است. سپس فارسی‌گرایی در شهنشاه‌نامۀ تبریزی و شاهنامۀ فردوسی مقایسه شده‌است تا میزان پایبندی تبریزی به سره‌نویسی بهتر نشان داده شود. در ادامه، انگیزه‌های شاعر در سرودن منظومه‌ای سراسر پارسی، ازجمله دلبستگی و عشق به هویّت ایرانی و تلاش برای بقای زبان فارسی، بیان شده‌است. پس از بررسی مختصر پیشینۀ سره‌نویسی در زبان فارسی، جایگاه منحصربه‌فرد شهنشاه‌نامۀ تبریزی در این زمینه و اهمیّت سرایش منظومه‌ای به پارسی سره در دربار ایلخانان ترک مطرح شده‌است.

کلیدواژه‌ها


سره‌نویسی فارسی در دربار ایلخانان   
(شهنشاه‌نامة احمد تبریزی: یگانه اثر منظوم به فارسی سره)

مهشید گوهری کاخکی (دانشجوی دکتری زبان و ادبیّات فارسی دانشگاه فردوسی مشهد، نویسندۀ مسئول)

محمّدجواد مهدوی (استادیار گروه زبان و ادبیّات فارسی دانشگاه فردوسی مشهد)

چکیده

منظومۀ حماسی ـ تاریخی شهنشاه‌نامۀ احمد تبریزی یکی از تاریخ‌های عمومی مغولان است که در سال (۷۳۸ ھ.) به زبان فارسی و در وزن و سبک شاهنامۀ فردوسی سروده شده‌است. یکی از ویژگی‌های مهم و برجستۀ منظومۀ شهنشاه‌نامه، تلاش آگاهانۀ شاعر برای پاک‌سازی زبان فارسی است که این منظومه را از سایر آثار منثور و منظوم فارسی متمایز می‌سازد و آن را به‌عنوان یگانه اثر منظوم فارسی و نخستین متن کاملی که به فارسی سره سروده شده‌است، مطرح می‌کند.

در این مقاله ابتدا ادعای احمد تبریزی مبنی‌بر نوشتن منظومه‌ای سراسر پارسی و خالی از کلمات بیگانه مطرح و با مطالعۀ بسامد واژه‌های عربی، ترکی و مغولی در منظومۀ شهنشاه‌نامه، این مسئله بررسی شده‌است. سپس فارسی‌گرایی در شهنشاه‌نامۀ تبریزی و شاهنامۀ فردوسی مقایسه شده‌است تا میزان پایبندی تبریزی به سره‌نویسی بهتر نشان داده شود. در ادامه، انگیزه‌های شاعر در سرودن منظومه‌ای سراسر پارسی، ازجمله دلبستگی و عشق به هویّت ایرانی و تلاش برای بقای زبان فارسی، بیان شده‌است. پس از بررسی مختصر پیشینۀ سره‌نویسی در زبان فارسی، جایگاه منحصربه‌فرد شهنشاه‌نامۀ تبریزی در این زمینه و اهمیّت سرایش منظومه‌ای به پارسی سره در دربار ایلخانان ترک مطرح شده‌است.

کلیدواژهها: منظومۀ حماسی ـ تاریخی، شهنشاه‌نامۀ احمد تبریزی، سره‌نویسی، شاهنامۀ فردوسی، عربی، ترکی.

۱ـ مقدّمه

یکی از تاریخ‌های منظوم، که در دورۀ ایلخانان سروده شده، منظومۀ شهنشاهنامه است که احمد تبریزی نظم آن را در سال ۷۳۸ هجری به پایان رسانده‌است. این منظومۀ حماسی ـ تاریخی که مشتمل بر بیش از شانزده‌هزار بیت است، به‌تازگی تصحیح و چاپ شده‌است. تنها نسخۀ خطّی این منظومه، به همراه سه منظومۀ حماسی دیگر، به شمارۀ Or.2780 در موزۀ بریتانیا نگهداری می‌شود. شهنشاهنامه در ورق ۴۱ـ۱۳۲ این مجموعه قرار دارد و مورّخ است به تاریخ ۸۰۰ هجری. در این منظومه، حوادث تاریخ مغول با شرح مختصری از اجداد چنگیز آغاز شده، سپس احوال چنگیزخان و جانشینان او تا دو سال پس از مرگ سلطان ابوسعید بهادرخان، آخرین سلطان ایلخانی، روایت شده‌است.

یکی از ویژگی‌های مهم و برجستۀ منظومۀ شهنشاهنامه، کوشش آگاهانۀ شاعر برای سره‌نویسی است که بر ارزش زبانی و تشخّص سبکی اثر افزوده و آن را از سایر آثار منظوم فارسی متمایز ساخته‌است. احمد تبریزی حماسۀ تاریخی خود را در دورۀ استیلای مغول و در دربار ایلخانان ترک سروده‌است. در این دوران، کاربرد زبان عربی همچنان
مورد توجّه نویسندگان فارسی‌زبان بود و نشانۀ فضل و دانش صاحب اثر محسوب می‌شد. انبوه کلمات و اصطلاحات نامأنوس عربی، ترکی و مغولی در متون تاریخی این دوره دیده می‌شود. در چنین فضایی، اصرار شاعری اهل تبریز بر سرودن منظومه‌ای سراسر پارسی و خالی از کلمات بیگانه، یک رخداد معنادار و بیانگر تعلّق خاطر شاعر به فرهنگ و ملیّت ایرانی و زبان فارسی است.

۲ـ پیشینۀ پژوهش

در کتاب‌ها و مقالاتی که در آنها به تاریخ‌های منظوم دورۀ مغول پرداخته شده‌است، فقط به ذکر مشخصات کلّی شهنشاهنامۀ احمد تبریزی بسنده شده و به ویژگی‌های تاریخی و ادبی این اثر اشارۀ چندانی نشده‌است. فقط در پایان‌نامۀ «تاریخ‌نگاری منظوم در دورۀ مغول» (راشکی علی‌آباد، ۱۳۸۹) و مقالۀ مرتبط با آن با عنوان «عنایت به شاهنامۀ فردوسی و شاهنامه‌سرایی در عصر فرمانروایی مغولان بر ایران» (عباسی و راشکی علی‌آباد، ۱۳۸۹)، شهنشاهنامه با رویکردی تاریخی معرفی و به برخی نکات ادبی منظومه، ازجمله سره‌نویسی، به‌طورِ مختصر اشاره شده‌است (همان: ۳۴ـ۳۷). تنها اثری که به‌صورت مفصّل به منظومۀ شهنشاهنامه پرداخته، پایان‌نامۀ «بررسی ویژگی‌های زبانی و ادبی منظومۀ تاریخی شهنشاه‌نامۀ احمد تبریزی» (گوهری کاخکی، ۱۳۹۱) است که از جنبه‌های گوناگون ادبی و زبانی منظومۀ مورد نظر را بررسی کرده‌است.

۳ـ ادعای سره‌نویسی احمد تبریزی

احمد تبریزی چندین بار در منظومۀ شهنشاهنامه ادعا کرده‌است که تمام منظومه به زبان پارسی و دری سروده شده و او از آوردن کلمات غیر فارسی خودداری کرده‌است. شاعر به این شکل تلاش کرده‌است این ویژگی منظومۀ خود را برجسته کند و نشان بدهد که سره‌نویسی شهنشاهنامه کاملاً آگاهانه و هدفمند انجام شده‌است. علاوه‌بر این، تبریزی بارها تأکید کرده که هیچ‌کس در گذشته کتابی «همه پارسی» نگفته‌است و در آینده هم کسی همانند آن نخواهد سرود. شاعر نخستین بار در بخش‌های آغازین منظومه به این نکته اشاره کرده‌است:

اگر پاک‌یزدان کند یاوری
همه پارسی، این نگفته‌ست کس
اگر تیغ‌دستان سپر افگند
چو گفتی به سر بر اگر می‌بری

 

نگویم به‌جز پارسی و دری
اگر سخته‌ای هست این است و بس
در این راه سیمرغ پر افگند
تو را هرچه باید همه دُر دری

(تبریزی، ۱۳۹۷: بیت‌های ۶۶ـ۶۹)

۳ـ۱ـ پرهیز از واژه‌های عربی

شهنشاه‌نامۀ تبریزی اثری حماسی و سرشار از اصطلاحات نظامی است. با آنکه در آثار فارسی بسیاری از واژه‌های مرتبط با میدان نبرد عربی و ترکی هستند، امّا تبریزی از کاربرد این‌گونه کلمات سخت پرهیز کرده و برای اشاره به ابزارها و سلاح‌های رزمی واژه‌های فارسی به‌کار برده‌است. در سراسر منظومه، کلمات عربی مانند جبّه، درع، سنان، عمود، مغفر به‌کار نرفته و به‌جایِ آن از واژه‌هایی پارسی، مانند برگستوان، بلارک، پرندآور، ترکش، ترگ، تیر، تیغ، جوشن، خدنگ، خفتان، خود، دشنه، زره، زوبین، سپر، سگ‌زن، شمشیر، کمان، کمند، کوپال، کیش، گرز، ناوک، نیام، و نیزه استفاده شده‌است. دو واژۀ بلارک و پرندآور، که در آثار دیگر فارسی کاربرد بسیار کمی دارند، در شهنشاهنامه به‌ترتیب ۱۶ و ۶ بار تکرار شده‌است:

گرفته جهان را سپاه گران

 

پرندآور و گرز و تیر و کمان

(همان: بیت ۱۰۹۵)

خنک آن‌که اندوخت نام بلند

 

به زخم بلارک به خمّ کمند

(همان: بیت ۴۲۷۹)

تبریزی درمورد آلات موسیقی بزمی و رزمی نیز فقط از کلمات فارسی استفاده کرده‌است. در شهنشاهنامه بیشتر به آلات موسیقی رزمی تبیره، نای، سرنای و چند مورد کوس، شیپور و کرّه‌نای، و سازهای بزمی چنگ، نی، رود و دهل اشاره شده و کلمات عربی، مانند جرس، بوق، طبل، عود، بربط و طنبور، در سراسر منظومه به‌کار نرفته‌است. فقط کلمات عربی رباب و ربابی، به‌ترتیب ۴ و ۱ بار در منظومه تکرار شده‌است.

سرایندۀ شهنشاهنامه حتّی از آوردن کلمات عربی که به‌طورِ معمول در زبان فارسی به‌کار می‌رفته، خودداری کرده و کوشیده‌است از واژه‌های فارسی به‌جای آنها استفاده کند. برای مثال، به‌جایِ غم کلمه‌های اندوه و تیمار، به‌جایِ صبح، واژه‌های پگاه و بامداد و به‌جایِ صید و صیاد، واژه‌های شکار و دامیار به‌کار رفته‌است.

دامیار در متون فارسی کمتر کاربرد داشته و نشانۀ تعصب سراینده در به‌کارگیری واژه‌های فارسی است:

شکارش پلنگ است روز شکار

 

نهنگ است در دام این دامیار

(تبریزی، ۱۳۹۷: بیت۸۵۷)

 

۳ـ۲ـ بسامد اندک واژه‌های عربی در شهنشاه‌نامه

در شهنشاهنامه تعداد بسیار اندکی واژۀ رایج عربی نیز به چشم می‌خورد که احتمال دارد شاعر در اثر عادت ذهنی، به بیگانه بودن این واژه‌ها توجّه نکرده باشد. کلمات اَبا، ایثار، جُرم، جولان، دولت، ریحان، شرح، صف، قبا، کافور، مرجان، نثار و نوع ۱ بار، کلمۀ دون ۳ بار و کلمۀ غوطه ۳ بار (و ۱۲ بار با املای غوته) در کل منظومه به‌کار رفته‌اند.

در موارد انگشت‌شماری واژه‌های غریب و نامأنوس عربی در منظومه به‌کار رفته که شاعر می‌توانسته به‌جای آنها از کلمات فارسی استفاده کند؛ ممکن است پاره‌ای از واژه‌های عربی شهنشاهنامه در اثر بدخوانی کاتب از روی نسخۀ اساس یا بدخوانی نگارندگان مقاله از روی نسخۀ خطّی به این اثر راه یافته باشد. در ادامه این واژه‌ها فهرست شده‌اند:

زحیر:

زبردست چون ابر باران چو تیر

 

ببارید بر جان ایشان زحیر

(همان: بیت ۲۳۹۳)

سما: با توجّه به اینکه در شهنشاه‌نامه همواره واژۀ آسمان به‌کار رفته‌است، کاربرد این کلمه جای تأمّل دارد:

ستاره بباریدی از آسمان

 

فروریختی از سما استخوان

(همان: بیت ۱۰۸)

مراغه‌زنان:

می ناب خوردند بیگاه و گاه

 

مراغه‌زنان در مراغه سپاه

(تبریزی، ۱۳۹۷، بیت ۱۰۴۶۵)

این ترکیب به‌ندرت در اشعار فارسی به‌کار رفته‌است:

تو در مراغه فارغ و صوفی به نوبهار

 

در خاک و خون مراغه‌زنان ز آرزوی تو

 (اوحدی،۱۳۴۰: ۲۸۵).

واژۀ عربی مراغه به معنی «غلتیدن» ازجمله در اشعار مولوی، عطّار، ناصرخسرو، امیرخسرو، عنصری، سنائی و اوحدی مراغه‌ای دیده می‌شود. شاید شاعر به ایجاد جناس بین مراغه‌زنان و شهر مراغه توجّه کرده و از عربی بودن آن غافل شده‌است.

تبریزی معمولاً هنگامی که در تنگنای وزن قرار گرفته یا در یافتن واژه‌ای جایگزین برای کلمات عربی با دشواری مواجه شده، واژه‌های عربی به‌کار برده‌است. در برخی موارد هم گویی شاعر از عربی بودن این کلمات غافل مانده و ناآگاهانه آنها را به‌کار گرفته‌است:

عالم: در این بیت از بوستان، واژۀ «عالم» نیز عربی است که در دو بیت دیگر شهنشاهنامه هم تکرار شده و آن ابیات نیز تضمین مصراع «دمی پیش دانا به از عالمی است» (بیت‌های ۹۱۲۸ و ۱۶۳۸۷) از بوستان (سعدی، ۱۳۸۷: ۲۳۵) و شاعر بدون تغییر آن را آورده‌است.

کمین (بسامد: ۲۵): این واژه پرکاربردترین واژۀ عربی در شهنشاهنامه است که با توجّه به روح حماسی منظومه، کاربرد چنین کلمه‌ای در آن طبیعی می‌نماید:

نشستند و کردند یکسر کمین

 

یکی گفت با شاه روی زمین

(همان: بیت ۳۴۷۲)

لیکن (فارسی‌شدۀ لکن): در یک بیت که تضمین یکی از ابیات بوستان (سعدی، ۱۳۸۷: ۱۲۸)، است به‌کار رفته‌است:

جهان را همه کار آشفته‌است
«گرفتیم عالم به مردی و زور

 

خنک جان او را که خوش گفته‌است:
ولیکن نبردیم با خود به گور»

(تبریزی، ۱۳۹۷: بیت‌های ۷ـ۸۳۸۶)

مرهم (بسامد: ۱۴):

لب تشنه خشک است، زمزم کجاست؟

 

دل خسته ریش است، مرهم کجاست؟

(تبریزی، ۱۳۹۷: بیت ۱۳۵۴۷)

مسجد (بسامد: ۲۰): واژۀ مزگت نیز چندین بار در شهنشاه‌نامه آمده‌است.

۳ـ۳ـ بسامد اندک واژه‌های مغولی و ترکی

احمد تبریزی در دربار ایلخانان که غالب عناوین، القاب و احکام حکومتی در آن به زبان مغولی بوده، تاریخ خود را نگاشته‌است. بسامد واژه‌ها و ترکیبات ترکی و مغولی در سایر آثار این دوره، مانند تاریخ جهانگشای جوینی و جامع‌التّواریخ رشیدی، بسیار بالاست. بی‌شک تبریزی در سرودن منظومۀ تاریخی خود از این‌گونه آثار بهره برده، امّا هوشمندانه و با جدیّت بسیار از کلمات بیگانۀ موجود در آنها پرهیز کرده‌است. البته شاعر به‌ناچار اسم‌های خاص عربی، ترکی، مغولی و عبری را در متن خود آورده‌است که این نکته خدشه‌ای بر ادعای سره‌نویسی وی وارد نمی‌کند.

در منظومۀ شهنشاهنامه ـ صرف‌نظر از اعلام ـ فقط ۱۳ واژۀ ترکی و مغولی اتابک، اینجو و نرگه (هرکدام ۱ بار)، بُلغاغ و توغ (به‌ترتیب ۲ و ۴ بار)، پایزه، تمغا، سنغر، قراسو، قول [لشکر]، غازغان، یرلِغ به‌کار رفته‌اند:

برآور به بازوی ما را امید

 

سیه کن جهان را به توغ سپید

(تبریزی، ۱۳۹۷، بیت ۱۳۸۸۵)

بجوشید در غازغان ز آن گناه

 

بخوردند او را سراسر سپاه

(همان: بیت ۱۰۶۷۲)

۴ـ مقایسۀ فارسی‌گرایی احمد تبریزی با فردوسی

با بررسی شهنشاهنامۀ تبریزی، به‌نظر می‌رسد که تعداد کلمات عربی این منظومه بسیار کمتر از شاهنامه است. بسیاری از کلمات عربی که در شاهنامۀ فردوسی به‌عنوان سلاح‌های جنگی و آلات موسیقی به‌کار رفته‌است و برخی از لغات عربی پرکاربرد در شاهنامه، مانند شمع، قصر، قلم، قلب، عاقل، عاشق، عنبر، غم، مجلس، در سراسر شهنشاهنامه دیده نمی‌شود.

تعداد واژه‌های عربی در شهنشاه‌نامه، صرف‌نظر از کلمات «لیکن» و «عالم» در بیت‌های تضمین‌شده از سعدی، ۲۳ واژه است که ۸۹ بار تکرار شده‌است. با فرض ۵۰۰ واژۀ بسیط عربی در شاهنامه و با توجّه‌به اینکه حجم شاهنامۀ فردوسی تقریباً سه برابر شهنشاه‌نامه است، مشخص می‌شود که کلمات عربی موجود در شاهنامه تقریباً هفت برابر شهنشاه‌نامه است. اگر تکرار کلمات درنظر گرفته شود، این تفاوت آشکارتر می‌شود و تعداد کلمات عربی شاهنامه، تقریباً سی‌وسه برابر شهنشاه‌نامه خواهد بود. نتایج حاصل از این مقایسه، میزان پایبندی احمد تبریزی به سره‌نویسی را بهتر نشان می‌دهد.

نام منظومه

تعداد بیت‌ها

واژه‌های عربی (بدون تکرار)

درصد واژه‌های عربی (بدون تکرار)

واژه‌های عربی
(با تکرار)

درصد واژه‌های عربی (با تکرار)

شاهنامه

۵۰۰۰۰

۵۰۰

۱ درصد

۸۹۳۸

۸/۱۷ درصد

شهنشاه‌نامه

۱۶۴۰۰

۲۳

۱۴/۰ درصد

۸۹

۵۴/۰ درصد

۵ـ انگیزه‌های احمد تبریزی

یکی از دلایل اصلی سرودن منظومۀ شهنشاه‌نامه به فارسی پاک را می‌توان انگیزۀ ادبی شاعر درجهتِ برتری‌جویی و رجحان منظومه‌اش بر آثار مشابه دانست که خود تبریزی چندین بار در شهنشاه‌نامه به آن اشاره و تأکید کرده که هیچ‌کس قبل از او اثری «سراسر همه پارسی و دری» خلق نکرده‌است. گویی شاعر به شکلی پنهان به رقابت با منظومه‌های دیگرـ ازجمله شاهنامۀ فردوسی ـ پرداخته و اثر خود را بر آنها برتری داده‌است.

تبریزی در انتهای شهنشاه‌نامه، بعد از اینکه ادعا می‌کند حتّی یک واژۀ عربی (به‌جز نام‌های خاص) در منظومه وجود ندارد، انگیزه‌اش را برای انجام این تلاش فرسوده‌کننده، جاودانگی نام خود ذکر می‌کند:

از آن کوه و کوماله [؟] ز این آب و خاک
یکی نیست جز نام تازی در او
ز اندیشه فرسوده شد جان و تن

 

چنین پارسی کس نگفته‌ست پاک
نگه چون کند کس به بازی در او؟
که باشد که نامی بماند ز من

(تبریزی، ۱۳۹۷، ابیات ۷ـ۱۶۳۹۵)

امّا شاید مهم‌ترین انگیزۀ تبریزی برای سرودن چنین منظومه‌ای، انگیزۀ ملّی و تلاش برای حفظ زبان فارسی بوده‌است. در دوران سرودن شهنشاه‌نامه، زبان فارسی یگانه عنصر هویّت‌بخش فرهنگ ایرانی بود که ساکنان فلات ایران و دوستداران ایران فرهنگی را با وجود تنوع قومی یکپارچه می‌کرد و از فرهنگ‌های پیرامون آنها جدا می‌ساخت. شاعر شهنشاه‌نامه هم اگرچه از مردم تبریز و در خدمت ایلخانان ترک بود، امّا خود را متعلّق به ایران فرهنگی می‌دانست و به این سرزمین و فرهنگ مهر می‌ورزید. بنابراین، چون نمی‌توانست بیگانگان را از سرزمین خود بیرون براند، به پاسداشت زبان فارسی، به‌عنوان یکی از ارکان مهم بقای ایران فرهنگی، پرداخت و تلاش کرد تا با خارج کردن واژه‌های بیگانه و سرودن منظومه‌ای به فارسی پاک، در این راستا گام بردارد.

تعلّق خاطر تبریزی به ایران و ایرانی، در چگونگی توصیف ایرانیان و مغولان و تصویرسازی‌های شاعر از دو قطب مخالف نیز کاملاً مشهود است. تبریزی کوشیده با به‌کارگیری هدفمند ابزارهای زبانی و بلاغی، تصویری نقادانه از مغولان و چهر‌ه‌ای مثبت و ستوده از ایرانیان نشان دهد (گوهری کاخکی و دیگران، ۱۳۹۲). نکتۀ جالب توجّه این است که در این دوره، هنوز جنبش ملّی‌گرایی و ناسیونالیستی، آن‌گونه که در اواخر قرن سیزدهم هجری آغاز شد، وجود نداشته‌است.

۶ـ جایگاه منحصربه‌فرد شهنشاه‌نامه در تاریخ سره‌نویسی فارسی

می‌توان گفت که رویکرد سره‌نویسی، از قرن پنجم هجری در آثار کسانی چون ابن‌سینا و ابوریحان بیرونی آغاز شد. امّا این نمونه‌ها، بیانگر حرکتی جدّی و مستمر نبودند و هیچ متن مستقلی از قرن پنجم موجود نیست که با رویکرد سره‌نویسی نوشته شده باشد (صدری‌نیا، ۱۳۸۸: ۱۰۲). باید توجّه داشت که وجود عباراتی به فارسی سره در برخی آثار، بدون اینکه با هدف پاک‌سازی زبان فارسی نوشته شده باشد، نشانه‌ای از جنبش سره‌نویسی نیست.

علی‌اصغر حکمت در کتاب پارسی نغز، آثاری را که به زبان پارسی سره نگاشته شده‌اند، از نخستین نمونه‌های آن در قرن هشتم تا پایان قرن سیزدهم هجری بررسی کرده‌است. او از چهار نامه متعلق به این دوران نام برده‌است که همگی نامه‌های کوتاه چندصفحه‌ای به نثر هستند. قدیمی‌ترین نامه‌ای که حکمت به آن اشاره کرده، یک نامۀ چهار صفحه‌ای سراسر پارسی در بخش چهارم تاریخ وصّاف است (حکمت، ۱۳۳۰: ۲۷).

صدری‌نیا در مقاله‌ای با عنوان «پیشینۀ تاریخی و مبانی نظری سره‌نویسی»، یک نامۀ دیگر به این فهرست افزوده‌است: یک نامۀ دوازده‌سطری از بهاءالدّین محمّدبن مؤیّد بغدادی، مؤلّف التوسّل الی الترسّل، که در قرن ششم هجری به نثری از عربیّت خالی نگاشته شده‌است (صدری‌نیا، ۱۳۸۸: ۵ـ۱۰۴). همان‌طور که صدری‌نیا در مقالۀ خود اشاره کرده‌است، پنج اثر یادشده همگی نامه‌های کوتاه دوستانه هستند و نویسندگان آنها از مغلق‌نویسانی بودند که تعلّقی به سره‌نویسی نداشته‌اند. درنتیجه، سره‌نویسی آنها مبتنی بر اعتقاد قومی و میهنی نبوده‌است (همان: ۷ـ۱۰۶). دلیل این اقدام دبیران مستعرب را عموماً می‌توان سرگرمی یا نوعی فضل‌نمایی دانست.

تمامی آثاری که قبل یا بعد از شهنشاه‌نامه به فارسی سره نوشته شده‌اند به نثر هستند. شهنشاه‌نامه، با بیش از ۱۶۴۰۰ بیت، تنها منظومۀ فارسی است که از کلمات عربی و ترکی و مغولی کمابیش خالی است. بنابراین، شهنشاه‌نامۀ احمد تبریزی اثری منحصربه‌فرد در زبان فارسی محسوب می‌گردد؛ از یک جهت، نخستین نمونۀ یک متن کامل و مستقل به زبان فارسی سره است و از جهتی دیگر، تنها اثر منظومی است که به فارسی پاک سروده شده‌است.

۷ـ نتیجه‌گیری

احمد تبریزی در شهنشاه‌نامه چندین بار تأکید می‌کند که سراسر منظومه به پارسی و دری سروده شده‌است و حتّی یک واژۀ عربی، به‌جز نام‌های خاص، در آن یافت نمی‌شود. او این ویژگی را وجه تمایز منظومۀ خود با دیگر آثار فارسی دانسته‌است.

با بررسی میزان کاربرد واژه‌های عربی، ترکی و مغولی در شهنشاهنامه، مشخص شد که شاعر تا حدّ زیادی از آوردن واژه‌های بیگانه پرهیز کرده‌است. با وجود این، تعداد بسیار اندکی واژۀ عربی در شهنشاهنامه به چشم می‌خورد که بسامد هرکدام از آنها معمولاً از دو یا سه مورد تجاوز نمی‌کند. تعداد کلمات ترکی و مغولی موجود در شهنشاهنامه نیز بسیار انگشت‌شمار و ناچیز است.

یکی از دلایل شاعر برای سرودن منظومه‌ای به فارسی سره، انگیزۀ ادبی برای خلق اثری متمایز با دیگر آثار ادبی پیش از خود بوده‌است. البتّه مهم‌ترین و اصلی‌ترین انگیزۀ تبریزی برای سرودن چنین منظومه‌ای را می‌توان عشق و دلبستگی او به زبان فارسی و ایران فرهنگی دانست.

تمام آثاری که قبل یا بعد از شهنشاه‌نامه به فارسی سره نوشته شده‌اند به نثر هستند. بنابراین، منظومۀ شهنشاه‌نامۀ احمد تبریزی یگانه اثر منظوم و نخستین متن کامل و مستقلی است که به فارسی سره سروده شده‌است.

 

منابع
اوحدی مراغه‌ای، رکن‌الدّین (۱۳۴۰)، دیوان، به کوشش حمید سعادت، تهران: کاوه.
تبریزی، احمد، شهنشاهنامه، کتابخانۀ موزۀ بریتانیا، نسخۀ خطّی شمارۀ ۲۷۸۰، تألیف: ۷۳۸ ق، تاریخ کتابت: ۸۰۰ ق.
تبریزی، احمد (۱۳۹۷)، شهنشاه‌نامه، به تصحیح مهشید گوهری کاخکی و جواد راشکی، تهران: بنیاد موقوفات دکتر محمود افشار با همکاری سخن.
حکمت، علی‌اصغر (۱۳۳۰)، پارسی نغز، تهران: حقیقت.
خالقی‌مطلق، جلال و دیگران (۱۳۹۰)، فردوسی و شاهنامه‌سرایی، تهران: فرهنگستان زبان و ادب فارسی.
راشکی علی‌آباد، جواد (۱۳۸۹)، «تاریخ‌نگاری منظوم در دورۀ مغول»، پایان‌نامۀ کارشناسی ارشد تاریخ ایران دورۀ اسلامی، دانشکدۀ ادبیّات و علوم انسانی دانشگاه فردوسی مشهد.
سعدی، مصلح‌الدین عبدالله (۱۳۸۷)، کلیّات، به تصحیح محمّدعلی فروغی، تهران: کتاب پارسه.
صدری‌نیا، باقر (۱۳۸۸)، «پیشینۀ تاریخی و مبانی نظری سره‌نویسی»، مجلّۀ زبان و ادبیّات فارسی، ش ۶۵، ص ۹۹ـ۱۲۸.
عباسی، جواد و جواد راشکی علی‌آباد (۱۳۸۹)، «عنایت به شاهنامۀ فردوسی و شاهنامه‌سرایی در عصر فرمانروایی مغولان بر ایران (بررسی موردی: دو شاهنامۀ خطّی در تاریخ مغول)»، مجلۀ جستارهای ادبی، ش ۱۶۹، ص ۱۹ـ۴۴.
فرشیدورد، خسرو (۱۳۸۰)، لغت‌سازی و وضع و ترجمۀ اصطلاحات علمی و فنّی، تهران: سورۀ مهر.
فردوسی، ابوالقاسم (۱۳۹۱)، شاهنامه، به تصحیح جلال خالقی مطلق، ج ۳، تهران: مرکز دائرةالمعارف بزرگ    اسلامی.
گوهری کاخکی، مهشید (۱۳۹۱)، «بررسی ویژگی‌های زبانی و ادبی منظومۀ تاریخیشهنشاهنامۀ احمد تبریزی»، پایان‌نامۀ کارشناسی ارشد گروه زبان و ادبیّات فارسی، دانشکدۀ ادبیّات و علوم انسانی دانشگاه فردوسی مشهد.
گوهری کاخکی، مهشید و جواد عباسی و دیگران (۱۳۹۲)، «ارزیابی جایگاه مغولان و ایرانیان در شهنشاه‌نامۀاحمد تبریزی»، مجلۀ جستارهای ادبی، سال ۴۶، ش ۱، ص ۵۷ـ۸۴.
مرتضوی، منوچهر (۱۳۷۰)، مسائل عصر ایلخانان، تهران: آگاه.
ناتل خانلری، پرویز (۱۳۶۹)، «لغت‌های عربی در شاهنامه»، مجلۀ چیستا، ش ۷۴ و ۷۵، ص ۴ـ۴۹۰.