تعیین علائم اختصاری نسخه‌ها در تصحیح متون

نوع مقاله : مقاله پژوهشی

نویسنده

استادیار فرهنگستان زبان و ادب فارسی

چکیده

یکی از کارهای اولیه در تصحیح متون، تعیین علائم اختصاری برای نسخه‌های مبنای تصحیح است؛ علائم معنی‌داری که به نوعی با نسخه‌ها در پیوند باشند و به آسانی ذهن خواننده را به آن‌ها ارجاع دهند و اِشکال تداخل با نسخه‌بدل‌ها نیز برای آنها قابل تصور نباشد. مصححان متون فارسی، تا امروز کمتر در این موضوع سخن گفته‌اند و قواعد مشخصی برای آن تعیین نکرده‌اند. بیشتر آنان در کار خود، برمبنای ذوق و سلیقه عمل کرده‌اند و این شیوه کاستی‌هایی در متن پدید آورده و برای خوانندگان نیز مشکلاتی در پی داشته‌است. در این مقاله نگارنده با بررسی منتقدانۀ شیوه‌های معمول مصححان در تعیین رمز نسخه‌ها، معیارهای روشنی در این زمینه پیشنهاد کرده و امیدوار است که توجه به آنها، کاستی‌ها و مشکلات مذکور را رفع کند.

کلیدواژه‌ها


تعیین علائم اختصاری نسخه‌ها در تصحیح متون

عبّاس بگ‌جانی (استادیار فرهنگستان زبان و ادب فارسی)

چکیده: یکی از کارهای اولیه در تصحیح متون، تعیین علائم اختصاری برای نسخه‌های مبنای تصحیح است؛ علائم معنی‌داری که به نوعی با نسخه‌ها در پیوند باشند و به آسانی ذهن خواننده را به آن‌ها ارجاع دهند و اِشکال تداخل با نسخه‌بدل‌ها نیز برای آنها قابل تصور نباشد. مصححان متون فارسی، تا امروز کمتر در این موضوع سخن گفته‌اند و قواعد مشخصی برای آن تعیین نکرده‌اند. بیشتر آنان در کار خود، برمبنای ذوق و سلیقه عمل کرده‌اند و این شیوه کاستی‌هایی در متن پدید آورده و برای خوانندگان نیز مشکلاتی در پی داشته‌است. در این مقاله نگارنده با بررسی منتقدانۀ شیوه‌های معمول مصححان در تعیین رمز نسخه‌ها، معیارهای روشنی در این زمینه پیشنهاد کرده و امیدوار است که توجه به آنها، کاستی‌ها و مشکلات مذکور را رفع کند.

کلیدواژه‌ها: علائم اختصاری، رمز نسخه‌ها، تصحیح متون، شیوه‌های تصحیح، قواعد علمی.

۱ـ مقدمه

تصحیح متن به شیوﮤ جدید اگرچه در ایران دانشی نسبتاً نوپا محسوب می‌شود، امّا به دلیل فراوانی نسخه‌های خطّی و گستردگی میدان کار، شمار کتاب‌ها و مقالاتی که در زمینه‌های مختلف آن تألیف شده قابل توجّه است. همچنان که تعداد متون تصحیح‌شده به دست مصححانی دانشمند، مانند محمدتقی بهار، محمد قزوینی، جلال‌الدین همایی، و محمدتقی مدرس رضوی، نیز چشمگیر است. بااین‌همه، هنوز می‌توان بعضی از اصول مهم تصحیح متن را با تفصیل بیشتری بررسی کرد. یکی از این اصول اولیه تعیینِ رمز یا علامت اختصاری برای نسخه‌های مبنای تصحیح است که مصحّح دربارﮤ آن تصمیم می‌گیرد و با توجّه به اینکه تا امروز قاعده و معیار خاصّی دربارﮤ آن تعیین نشده‌است، همچنان ذوق شخصی مصحح بیشترین دخالت را در این زمینه دارد.[1]

تعیین ذوقیِ علائم اختصاری و بی‌توجّهی به برخی نکات تأثیرگذار کاستی‌هایی در کار مصححان پدید آورده و خوانندﮤ متن را با مشکلاتی مواجه کرده‌است. نگارنده با اعتقاد به این نکته که تعیین ضوابط علمی و تعمیم‌پذیر در این زمینه کاستی‌ها و مشکلات مذکور را رفع خواهد کرد، در این مقاله کوشیده‌است با بررسی محاسن و معایب شیوه‌های معمول مصححان گامی در این راه بردارد.

۲ـ پیشینۀ کاربرد علائم

کاربرد علائم اختصاری در کتابت متون جهان اسلام سابقه‌ای طولانی دارد. کاتبان حدیث از اوّلین کسانی بودند که برای کلماتی مانند حدثنا (ثنا)، أخبرنا (أنا) و أنبأنا (أنبا) و عباراتی دعایی مانند رحمه الله تعالی (رح)، صلّی الله علیه (ص) و رضی الله عنه (رض) که بسامد بالایی در متون حدیثی دارند، علائمی وضع کردند.[2] در منابع حدیث حتّی اسامی برخی از امّهات کتب حدیث، مانند صحاح ستّه (بخاری (خ)، مسلم (م)، ترمذی (ت)، ابی‌داود (د)، نسائی (ن)، و قزوینی (ق)، نیز به‌صورت اختصاری نوشته می‌شد (فضلی ۱۴۰۲: 117). تعیین اختصارات در این کتاب‌ها به شیوه‌های مختلفی صورت می‌گرفت که بدرالدین محمّد غزّی (درگذشت: 983ق)، برخی از آن‌ها را در کتاب خود، الدُّرّ النّضید فی ادب المفید و المستفید گزارش کرده‌است (رک. غزّی ۱۴۳۰: ۴۶۰). کاتبان علوم دیگر نیز به‌تدریج، به راه حدیث‌نویسان رفتند و در کار خود رموزی ابداع کردند که شیخ محمّدرضا مامقانی بسیاری از آنها را در معجم الرموز و الإشارات گرد آورده و شرح داده‌است (رک. مامقانی ۱۴۱۲: ۲۵؛ نیز: سامرائی ۱۴۰۷: ۱۰۵)[3].

کاتبان مغرب‌زمین نیز به استفاده از علائم اختصاری (Sigla / Abbreviation / symbols) توجّه داشتند و شمار زیادی از این گونه علائم را در استنساخ متون غربی به‌کار می‌بردند (رک. Trice Martin, 1910؛ Lindsay, 1915؛ کافی 1370: ۱۴). ابداع نخستین علائم اختصاری را در تصحیح متون به زنودوت اِفِسوسی (حدود ۳۲۵ـ۲۴۰ ق.م)، اولین مدیر کتابخانۀ اسکندریه نسبت داده‌اند. او در تصحیح آثار شاعران و نویسندگان یونان ابیاتی را که در اصالت آن‌ها تردید داشت با این علائم در حاشیۀ کتاب مشخص می‌کرد. شاگرد زنودوت، آریستوفون بیزانسی (ح ۲۵۷ـ180 ق.م)، و شاگرد او، آریستارخوس (220ـ۱۴۴ ق.م)، که مدیران بعدی کتابخانۀ اسکندریه بودند، با ابداع علامت‌های جدید کارِ زنودوت را تکمیل کردند (امیدسالار ۱۳۸۵: 9).

با آنکه سنّت عرض و مقابلۀ نسخه‌ها در سرزمین‌های اسلامی قدمتی دیرینه دارد، ضبط نسخه‌بدل‌ها در میان پیشینیان چندان مرسوم نبود و ازاین‌رو تعیین رمز برای نسخه‌ها نیز موضوعیت نداشت. بااین‌همه، در موارد نادری که خلاف این قاعده عمل می‌شد، اختلاف ضبط‌های همۀ نسخه‌ها با رمزی واحد، مانند «خ» (= خطّی) یا «خ ل» (= نسخه‌بدل)، در هامش ثبت می‌شد (مایل هروی 1379: ۴۷۸؛ جهانبخش 1378: 38) و این امر احتمالاً به این علّت بود که غالب نسخه‌های مورد استفادﮤ کاتبان در تملّک اشخاص بود و در طول زمان‌های مختلف دست به دست می‌شد، بنابراین جایگاه ثابت و مشخصی نداشت و در دسترس همگان نبود تا قابل ارجاع باشد. به یاد آوریم که یکی از مهم‌ترین عوامل تحول فنّ تصحیح متون را در غرب، پس از انقلاب کبیر فرانسه، انتقال دست‌نوشت‌ها از مجموعه‌های خصوصی به کتابخانه‌های دولتی و درنتیجه افزایش دسترسی دانشمندان به آن‌ها دانسته‌اند (امیدسالار ۱۳۸۵: 12). آنچه را امروز در تصحیح انتقادی متون با عنوان «علائم اختصاری / رمز نسخه‌ها» می‌شناسیم نخست‌ بار یوهان یاکوب ویتشتاین[4] (۱۶۹۳ـ۱۷۵۴)، دانشمند سوئیسی و مصحّح عهد جدید، به‌کار گرفت و به مرور زمان مورد اقبال دیگران واقع گشت (Kenny, 1984: 189).

۳ـ انواع علائم

هریک از مصححان متون فارسی در تعیین علائم اختصاری برای نسخه‌های مبنای تصحیح خود شیوه‌ای در پیش گرفته‌اند که غالباً به اقتضای ذوق و سلیقۀ آنان بوده‌است. هم ازاین‌رو، شیوه‌های کار تفاوت‌های قابل توجّهی با هم دارند و گاه حتّی یک مصحّح در آثار مختلفِ خود شیوﮤ واحدی به‌کار نبسته و روش‌های متفاوتی اعمال کرده‌است.

در میان مصححان هستند کسانی که به‌طور کلی پای‌بند این اصل مهم نبوده‌اند و اختلاف نسخه‌ها را بدون نشانه‌ای راهنما گزارش کرده‌اند. ازاین‌رو، در بررسی این آثار نمی‌توان در باب صحّت و اصالت نسخه‌ها نظر درستی ارائه کرد. برای نمونه، مدرّس رضوی در طبع دیوان سید حسن غزنوی و دیوان سنایی، در اغلب موارد، نسخه‌بدل‌ها را بدون علامت نسخه ذکر کرده‌است.

گروهی از مصحّحان در تعیین علائم شیوه‌ای مشخّص در پیش نگرفته‌اند. مثلاً محمد قزوینی در تصحیح دیوان حافظ (1320: مج) این علائم را برای نسخه‌های مورد استفادﮤ خود برگزیده و پیداست که در تعیین آن‌ها اسلوب خاصّ در ذهن نداشته‌است، زیرا برخی از آن‌ها یک‌حرفی، برخی دوحرفی و برخی یک کلمه‌اند و همچنین نوع ارتباط شماری از آن‌ها با نسخه روشن نیست: «خ (نسخۀ متعلّق به سید عبدالرحیم خلخالی)، نخ (نسخۀ متعلّق به محمّد نخجوانی)، ر (نسخۀ متعلّق به اسماعیل مرآت)، ق (نسخۀ متعلّق به عباس اقبال)، ل (نسخۀ متعلّق به قاسم غنی)، م (نسخۀ متعلّق به قاسم غنی)، س (نسخۀ متعلّق به قاسم غنی)، ی (نسخۀ متعلّق به غلامرضا رشید یاسمی)، نسخۀ تقوی شمارﮤ 1 (نسخۀ متعلّق به سیّد نصرالله تقوی)، نسخۀ تقوی شمارﮤ 2 (نسخۀ متعلّق به سیّد نصرالله تقوی)، حن (نسخۀ متعلّق به حسین نخجوانی)، هندی (نسخۀ متعلّق به قاسم غنی که در هند تجلید شده‌است)، نواب (نسخۀ متعلّق به قاسم غنی که قبلاً ازآنِ محمدحسین نواب یزدی بوده‌است)، دبیرخاقان (نسخۀ متعلّق به مهدی ایزدی شیرازی، دبیرخاقان سابق)، باء (نسخۀ کتابخانۀ ملّی)، الف (نسخۀ کتابخانۀ ملّی)، سپه (نسخۀ کتابخانۀ مدرسۀ سپهسالار)، ملک (نسخۀ کتابخانۀ ملک)، ط (دیوان حافظ چاپ طهران)، ت (دیوان حافظ چاپ تبریز)».

برخی دیگر با غفلت از این نکته که اصولاً هدف اصلی از تعیین علائم اختصاری پرهیز از درازنویسی در عرضۀ اختلافات نسخه‌ها و در نتیجه کاهش حجم آن‌هاست، گاه یک کلمه را به‌عنوان رمز نسخه برگزیده‌اند. برای نمونه، مجتبی مینوی (نصرالله منشی ۱۳۵۶: یط) در تصحیح کلیله و دمنه کلماتی از این دست را به‌عنوان رمز نسخه‌ها تعیین کرده‌است: «چلبی، نافذ، بایسنغری، مجلس، قانعی، شرح ابیات، سیرالملوک، تاج، مصادر». نیز رک. مصیبت‌نامه (عطّار ۱۳۸۶: ۱۰۴).

گاهی نیز مصحح در ارجاع به چندین نسخه از یک علامت استفاده کرده و با این کار خواننده‌ای را که در پیِ سنجیدن نسخه‌هاست سردرگم نموده‌است. از جمله، جلال‌الدین همایی در تصحیح دیوان عثمان مختاری (مختاری ۱۳۴۱: 12) پس از تعیین «ص» و «س» به‌عنوان رمز دو نسخۀ اصلیِ مبنای تصحیح خود، برای ارجاع به دیگر نسخه‌ها که بالغ بر پنجاه مأخذ است، تنها از رمز «خ» استفاده نموده‌است.

کاربرد علائم اختصاری در پایِ صفحات، بدون اشاره به اینکه این علائم مربوط به چه نسخه‌ای است از دیگر اشکالات در این حوزه است. نمونه‌ای از این نوع اشکال در دیوان اوحدی (۱۳۴۰: شصت‌وپنج) طبع سعید نفیسی به چشم می‌خورد. وی در معرفی نسخه‌ها اشاره‌ای به رمز آنها‌ نکرده، امّا در متن رمزهایی مانند «خ» و «ل» به‌کار برده‌است. مدرس رضوی نیز در دیوان سنایی (۱۳۴۱: 209) به نسخه‌ای با رمز «ج» و در دیوان سید حسن غزنوی (۱۳۶۲: 221) به نسخه‌هایی با رمز «آ» و «م» ارجاع داده‌است که در مقدمه هیچ توضیحی دربارﮤ آنها دیده نمی‌شود.[5]

تعیین ذوقی علائم اختصاری، خوانندﮤ متن را نیز با مشکلاتی مواجه می‌کند که از جملۀ آنها می‌توان به دشواری به‌خاطر سپردن رمزها و نیاز به مراجعۀ مکرّر به بخش معرّفی نسخه‌ها در مقدمه، گویا نبودن علائم اختصاری و سردرگمی در تفکیک آن‌ها از نسخه‌بدل‌ها اشاره کرد.

در اینجا پس از توضیح مختصرِ شیوه‌های معمول مصححان متون فارسی در تعیین علائم اختصاری نسخه‌ها، محاسن و معایب هریک را برمی‌شماریم و به اسامی چند تن از پیشگامان هر شیوه اشاره می‌کنیم.

۳ـ۱ـ حروف فارسی ـ عربی

رایج‌ترین شیوه در تعیین رموز نسخه‌ها، استفاده از حروف فارسی ـ عربی است. در این شیوه یک یا چند حرف به‌عنوان رمز یک نسخه مشخّص می‌شود. این رموز معمولاً با نسخه ارتباطی دارند و مثلاً از نام محل نگهداری، کاتب یا مالک نسخه برگرفته شده‌اند. مهم‌ترین امتیاز این شیوه، سنخیّت و هماهنگی ظاهری علائم اختصاری با دیگر عناصر شرقی متن و نیز سهولت در برقراری ارتباط بین آن‌ها و نسخه‌هاست که پس از این دربارﮤ آن سخن خواهیم گفت (رک. ادامۀ مقاله: ارتباط با نسخه).

همایی در تصحیح التّفهیم (بیرونی ۱۳۵۱: فط) و دیوان عثمان مختاری (۱۳۴۱: 12)، فروزانفر در تصحیح معارف بهاءولد (1382: 1 / لط) و مدرّس رضوی در تصحیح دیوان انوری (۱۳۸۴: 121) و حدیقه (سنایی ۱۳۵۹: لز) از این شیوه پیروی کرده‌اند.

۳ـ۲ـ حروف لاتین

استفاده از حروف لاتین یکی دیگر از شیوه‌های تعیین رمز نسخه‌هاست. تمایزِ آشکار این رموز اگرچه موجب سهولت کار خواننده در تفکیکِ آن‌ها از نسخه‌بدل‌ها می‌شود[6]، امّا این حروف غربی برخلاف حروف فارسی ـ عربی فضای شرقی متن را برهم می‌زنند و به‌ویژه به‌سبب تفاوت در جهت خط، مشکلاتی در حروف‌نگاری اثر پدید می‌آورند.

از میان مصحّحان، محمد قزوینی در تصحیح مرزبان‌نامه (وراوینی 1310: یح) و شفیعی کدکنی در تصحیح اسرارالتوحید (میهنی ۱۳۶۶: دویست‌وبیست‌وسه) و الاهی‌نامه (عطار 1387: 73) این شیوه را به‌کار بسته‌اند. نیز غالب مصححان فرنگیِ متون فارسی، مانند گای لسترنج، نیکلسون، ادوارد براون و هلموت ریتر، از پیروان همین شیوه‌اند (رک. عطّار 1907م: 1؛ مولوی ۱۹۲۵: 5؛ عوفی ۱۹۰۶: ج 2/15؛ عطار ۱۹۴۰: یو).

۳ـ۳ـ حروف ابجد

معدودی از مصححان در آثار مصحَّح خود، حروف ابجد را به عنوان رمز نسخه‌ها برگزیده‌اند و به لزوم ارتباط میان نسخه‌ها و رموز اعتنایی نداشته‌اند. برای نمونه، محمد قزوینی در تصحیح جهانگشا (جوینی ۱۳۸۵: ج 1 / فو) و خانلری در تصحیح دیوان حافظ (حافظ ۱۳۶۲: 1127) این روش را در پیش گرفته‌اند.

۳ـ۴ـ اعداد

استفاده از اعداد در تعیین رمز نسخه‌ها نیز از روش‌هایی است که در تصحیح متون فارسی به‌کار رفته‌است. در این روش نسخه‌ها به ترتیب اهمّیت آن‌ها از نظر مصحّح، شماره‌گذاری می‌شوند. اشکال اصلی این شیوه، آمیختن رمز نسخه‌ها با شماره‌های نسخه‌بدل‌هاست. به همین علّت، کسانی از این شیوه پیروی کرده‌اند که قصد عرضۀ نسخه‌بدل‌ها را نداشته‌اند. نمونه‌هایی از این شیوه در برخی متون منظوم مصحَّح سعید نفیسی مانند کلیات عراقی (۱۳۶۳: 32)، دیوان هلالی جغتایی (1337: بیست‌وسه) و کلّیات قاسم انوار (1337: صدویازده) به‌چشم می‌خورد. ایشان اعتقاد چندانی به عرضۀ نسخه‌بدل‌ها نداشت و حتّی در برخی موارد، آن را کاری بیهوده می‌دانست که موجب اتلاف وقت خواننده می‌شود (عراقی ۱۳۶۳: 37). از این رو، در تصحیح این آثار از ذکر اختلاف نسخه‌ها خودداری و تنها به ذکر منابع اشعار بسنده کرده‌است.

۴ـ پیشنهادها

معیارهای روشن و قواعد قابل اتباع در تعیین علائم اختصاری برای نسخه‌های مبنای تصحیح، بسیاری از کاستی‌های پیش‌گفته را رفع خواهد کرد. پیشنهادهای ما در این زمینه از این قرار است:

۴ـ۱ـ تجانس

یکی از معیارهایی که مصحّح باید در تعیین رمز نسخه‌ها به آن توجّه داشته باشد تجانس و همگونی این رمزها با زبان متن است. به این معنا که رمزها نباید فضای ظاهری اثر را مخدوش کنند. برای نمونه، در تصحیح متون فارسی استفاده از حروف لاتین به‌عنوان علائم اختصاریِ نسخه‌ها فضای شرقیِ متن را برهم می‌زند. برای درک بهتر این ناهمگونی، کافی است تصوّر کنید در تصحیح متون لاتین، حروف فارسی ـ عربی به‌عنوان رمز نسخه‌ها تعیین شود. بنابراین در تصحیح متون فارسی، بهترین شیوه آن است که رمز نسخه‌ها از میان حروف فارسی ـ عربی انتخاب شود.

۴ـ۲ـ ارتباط با نسخه

از جمله قواعد مهم در تعیین علائم اختصاری نسخه‌ها، برقرار کردن پیوندی روشن میان آنها و نسخه‌هاست، به گونه‌ای که خواننده به‌سادگی بتواند آنها را به‌یاد بسپارد. بهترین راه تحقّق این امر استفاده از اطّلاعات نسخه‌شناختی دست‌نویس‌هاست. برای نمونه، می‌توان یکی از حروفِ نامِ محلّ نگهداری (شهر / کتابخانه)، کاتب یا مالکِ نسخه را به‌عنوان رمز نسخه انتخاب کرد: «ج» (نسخۀ متعلّق به کتابخانۀ مجلس)؛ «غ» (نسخۀ کتابتِ ابراهیم‌بن عوض مراغی)؛ «ف» (نسخۀ متعلّق به سعید نفیسی).[7] حال اگر اطّلاعات نسخه‌ها در این موارد مشترک باشد، برای متمایز کردن آن‌ها می‌توان اعداد را به رمزها افزود. مثلاً به این صورت: «ج1» و «ج2» و ... .[8]

۴ـ۳ـ بی‌معنایی

یکی از مهم‌ترین راه‌های پیشگیری از آمیختگیِ رمز نسخه‌ها و نسخه‌بدل‌ها انتخاب رمزهایی فاقدِ معناست که بسیاری از مصحّحان آن را نادیده گرفته‌اند. نمونه‌ای از این اشکال را می‌توان در گلستان (سعدی 1387: 18) ملاحظه کرد. استاد یوسفی برای نسخه‌های مبنای این تصحیح از رمزهایی مانند «آس»، «پی»، «آ»، «مل»، «پر»، «یا»، «با»، «بل»، «بی»، «بن» استفاده کرده‌است که همگی کلماتی معنادارند و احتمال آمیختگی آن‌ها با نسخه‌بدل‌ها بسیار است. باید توجّه داشت که در این مورد نباید صرفاً به تک‌حرفی بودن رمزها اکتفا کرد. زیرا برخی نسخه‌بدل‌ها مانند «ز= از»، «آ= آی= بیا» از یک حرف معنادار تشکیل شده‌اند.

۴ـ۴ـ تک‌حرف بودن

پرهیز از درازنویسی به مثابۀ هدف اصلی از تعیین علائم اختصاری اقتضا می‌کند که کمترین واحدِ ممکن زبان یعنی یک حرف به عنوان رمز نسخه‌ها انتخاب شود. بسیاری از مصححان برخلاف این قاعدﮤ روشن، از ترکیب چند حرف به عنوان رمز نسخه‌ها استفاده کرده‌اند. برخی از این رموز مانند «مل» (= نسخۀ کتابخانۀ ملّی / ملک) و «مج» (= نسخۀ کتابخانۀ مجلس)، که توسط نخستین مصحّحان متون فارسی به‌کار گرفته شده‌اند، به سنّتی در تصحیح متون بدل شده‌اند و کمتر کسی از محقّقان در کار خود آن‌ها را تغییر داده‌است. حال آنکه غالب مصححان برجستۀ عرب از همان آغاز یک حرف را رمز نسخه‌ها قرار داده‌اند (رک. جاحظ ۱۴۱۸: ج 1/17؛ بغدادی ۱۴۲۲: ج 1/193؛ کتبی 1973م: ج 1/۴).

۴ـ۵ـ کامل بودن

پیشنهاد دیگر در تعیین علائم، انتخاب صورت کامل حروف به‌عنوان رمز نسخه‌هاست که از آمیختگی آن‌ها با برخی از علائم سجاوندی، مانند «.»، «، » و «؛»، جلوگیری می‌کند. برای نمونه، رمز یکی از نسخه‌های استاد یوسفی در تصحیح گلستان (سعدی 1387: 18) و بوستان (سعدی ۱۳۶۹: 13) «هـ» (= نسخۀ کتابخانۀ دیوان هند) است. نقص این رمز زمانی آشکار می‌شود که پیش از علائم سجاوندی قرار بگیرد: هـ. / هـ، / هـ؛ چنان‌که می‌بینیم، رمز با علائم سجاوندی آمیخته شده‌است (نیز رک. انوری ۱۳۶۴: 121).[9]

۵ـ نتیجه

از جمله کارهای اولیه در تصحیح انتقادی متون، تعیین علائم اختصاری برای نسخه‌های مبنای تصحیح است که کمتر دربارﮤ آن سخن گفته‌اند و قواعد روشنی برای آن تعیین نکرده‌اند. این مسئله هم کاستی‌هایی را در کار مصحّحان در پی داشته و هم مشکلاتی برای خوانندگان پدید آورده‌است. در این مقاله پیشنهادهایی ارائه شده‌است که اگر مبنا و معیار تعیین این علائم قرار بگیرند بسیاری از این نقص‌ها رفع خواهد شد.

 



[1]. از میان محقّقان نجیب مایل هروی و جویا جهانبخش بیش از دیگران در این زمینه سخن گفته‌اند و ما در این مقاله از آرای ایشان بهره‌مند بوده‌ایم.

[2]. ناگفته نماند که برخی از محقّقان علم حدیث ذکر مختصر صلوات بر پیامبر را ناپسند می‌دانستند (رک. ابن‌الصلاح ۱۴۲۳: 298؛ سیوطی ۱۴۲۵: ۵۰۲).

[3]. برخی مؤلّفان نیز، برای سهولت کارِ تألیف، اختصاراتی وضع می‌کردند که خاصّ آثار آنان بود. مثلاً مترجم ناشناس تقویم‌الصحّه (زنده در اواخر قرن ۵) اثر ابن‌بطلان بغدادی (درگذشت: پس از ۴۵۵ هجری)، برای کلمات و اعلام مکرّر در این کتاب رموزی در نظر گرفته‌است، مانند «ح» (= حار)، «ب» (= بارد)، «ر» (= رطب)، «ب» (= بقراط)، «ج» (= جالینوس) (بغدادی ۱۳۶۶: نوزده).

[4]. Johann Jacob Wettstein

[5]. در این میان، نمونه‌های نادری هم دیده می‌شود که مایۀ دریغ و تأسف است. در تصحیح دوّم تاریخ بیهقی به همّت فیّاض که پس از درگذشت ایشان منتشر شده، هیچ‌گونه توضیحی دربارﮤ رموز نسخه‌ها وجود ندارد. استاد بنا به دلایلی (رک. ادامۀ مقاله: پی‌نوشت ۵) در این تصحیح از حروف لاتین به‌عنوان رمز نسخه‌ها استفاده کرده‌است، امّا در هنگام چاپِ کتاب، هیچ نوع یادداشتی از ایشان در توضیح این رموز به‌دست نیامده‌است (فیّاض ۱۳۵۰: شش).

[6]. در چاپ نخست تاریخ بیهقی (بیهقی ۱۳۲۴: ی) رمز نسخه‌ها از میان حروف فارسی ـ عربی برگزیده شده بود امّا در چاپ دوّم این کتاب، فیّاض با این استدلال که «حروف فارسی یا عربی اغلب با هم اشتباه می‌شوند و حتّی کم یا زیاد شدن نقطه در آن‌ها مؤثر است، ولی حروف لاتین، به‌خصوص اگر با دقّت انتخاب شوند، این عیب را ندارند»، رمز نسخه‌ها را به حروف لاتین تغییر داد (بینش ۱۳۵۴: ۵۶۳).

[7]. فروزانفر بیش از دیگران به ارتباط میان رمز و نسخه توجّه داشته‌است و در غالب آثار مصحَّح خود آن را رعایت کرده‌است. برای نمونه، در اینجا رموز نسخه‌ها را در کلّیات شمس (مولوی ۱۳۵۵: 1 / و) ذکر می‌کنیم که ایشان حتّی علّت تعیین یکی از رمزها را نیز ذکر کرده‌است: عد (نسخۀ کتابخانۀ اسعد افندی)، قو (نسخۀ موزﮤ قونیه)، چت (نسخۀ کتابخانۀ چستربیتی)، مق (نسخۀ موزﮤ قونیه)، خب (نسخۀ کتابخانۀ بلدیۀ استانبول، «به اعتبار آنکه منتخب‌گونه‌ای است از دیوان»)، قح (نسخۀ کتابخانۀ گوک احمدپاشا در شهر افیون قره‌حصار)، خج (نسخۀ محمّد نخجوانی)، فذ (نسخۀ موزﮤ قونیه که عکس آن را دکتر فریدون نافذ برای استاد فروزانفر فراهم کرده‌است).

[8]. نصرالله مینوی (نصرالله منشی ۱۳۵۶: یط) و شفیعی کدکنی (عطّار 1387: 210) در معرفی دست‌نوشت‌های کلیله و دمنه (p1، p2، p3 = نسخه‌های کتابخانۀ ملّی پاریس) و منطق‌الطیر (مراغی1، مراغی2 = نسخه‌های به خطّ ابراهیم‌بن عوض مراغی) نوعی از این شیوه را به‌کار بسته‌اند (نیز رک. بغدادی ۱۴۲۲: 1/193).

[9]. مسعود فرزاد ضمن یکی از مقالات خود در زمینۀ تصحیح متون (فرزاد ۱۳۵۳: 889)، پیشنهاد کرده‌است که در تعیین علائم اختصاری نسخه‌ها از پانزده حرف از الفبای فارسی استفاده شود که از حیث شکل نگارش با یکدیگر تفاوت بارز دارند و احتمال اشتباه شدن آنها با یکدیگر بسیار کم است. مزیّت این شیوه، یعنی پیشگیری از تصحیف علائم، اگرچه قابل توجّه است، محدودیّت زیادی برای مصحّح ایجاد می‌کند و برقرار کردن ارتباط میان نسخه و رمز آن را دشوار می‌سازد.

منابع
ابن‌الصلاح، عثمان‌بن عبدالرحمن (۱۴۲۳ هجری)، معرفة أنواع علوم الحدیث، تحقیق عبداللطیف الهمیم و ماهر یاسین الفحل، بیروت، دارالکتب العلمیة.
ابن‌بلخی (۱۳۸۵)، فارس‌نامه، تصحیح گای لیسترانج، رینولد الن نیکلسون، تهران، اساطیر.
امیدسالار، محمود (۱۳۸۵)، تاریخچه‌ای از تصحیح متن در مغرب‌زمین و در میان مسلمین، آینۀ میراث، ش ۲ و ۳، ۷ـ۳۲.
انوار، قاسم (۱۳۳۷)، کلّیات، تصحیح سعید نفیسی، تهران، سنایی.
انوری، اوحدالدین علی (۱۳۶۴)، دیوان، تصحیح محمدتقی مدرس رضوی، تهران، علمی و فرهنگی.
اوحدی مراغی، اوحدالدّین (۱۳۴۰)، دیوان، تصحیح سعید نفیسی، تهران، امیرکبیر.
بغدادی، ابن‌بطلان (۱۳۶۶)، تقویم‌الصحّه، ترجمۀ مترجمی ناشناس، تصحیح غلامحسین یوسفی، تهران، علمی و فرهنگی.
بغدادی، خطیب (۱۴۲۲ق)، تاریخ مدینةالسلام، تحقیق بشار عوّاد معروف، بیروت، دارالغرب الإسلامی.
بهاءولد، محمّدبن حسین (۱۳۸۲)، معارف، تصحیح بدیع‌الزمان فروزانفر، تهران، طهوری.
بیرونی، ابوریحان محمّد (۱۳۵۱)، التّفهیم لأوائل صناعة التّنجیم، تصحیح جلال‌الدّین همایی، تهران، انجمن آثار ملّی.
بینش، تقی (۱۳۵۴)، روش تصحیح متون فارسی، مجلّۀ دانشکدﮤ ادبیات و علوم انسانی تبریز، زمستان، شمارﮤ ۱۱۶، صفحه‌های ۵۶۱ـ۶۱۲.
بیه‍ق‍ی، اب‍وال‍ف‍ض‍ل م‍ح‍م‍د (۱۳۲۴)، ت‍اری‍خ بیه‍ق‍ی، تصحیح قاسم غنی. علی‌اکبر فیّاض، تهران، چاپخانۀ بانک ملی ایران‫.
بیه‍ق‍ی، اب‍وال‍ف‍ض‍ل م‍ح‍م‍د (۱۳۵۰)، ت‍اری‍خ بیه‍ق‍ی، تصحیح علی‌اکبر فیّاض، م‍ش‍ه‍د، دانشگاه مشهد.
جاحظ، ابی‌عثمان عمرو (۱۴۱۸ق)، البیان و التبیین، تحقیق عبدالسلام محمد هارون، قاهره، مطبعة المدنی.
جوینی، عطاملک (۱۳۸۵)، تاریخ جهانگشای جوینی، تصحیح محمّد قزوینی، 3 ج، تهران، دنیای کتاب.
جهانبخش، جویا (۱۳۷۸)، راهنمای تصحیح متون، تهران، میراث مکتوب.
حافظ، شمس‌الدین محمّد (۱۳۲۰)، دیوان، تصحیح محمّد قزوینی، تهران، زوار.
حافظ، شمس‌الدین محمّد (۱۳۶۲)، دیوان، تصحیح پرویز ناتل‌خانلری، تهران، خوارزمی.
سامرائی، ابراهیم (۱۴۰۷ق)، المختصرات و الرموز فی التراث العربی، اللغة العربیة الأردنی، العدد 32، ۱۰۵ـ۱۱۴.
سعدی، مصلح‌الدین عبدالله (۱۳۶۹)، بوستان، تصحیح غلامحسین یوسفی، تهران، خوارزمی.
سعدی، مصلح‌الدین عبدالله (۱۳۸۷)، گلستان، تصحیح غلامحسین یوسفی، تهران، خوارزمی.
سنایی، ابوالمجد مجدود (۱۳۵۹)، حدیقةالحقیقه و شریعةالطّریقه، تصحیح محمّدتقی مدرّس رضوی، تهران، دانشگاه تهران.
سنایی، ابوالمجد مجدود (۱۳۴۱)؛ دیوان، تصحیح محمّدتقی مدرّس رضوی، تهران، کتابخانۀ ابن سینا.
سیوطی، جلال‌الدین عبدالرحمن (۱۴۲۵ق)، تدریب الراوی فی شرح تقریب النواوی، تحقیق أبوقتیبة نظر محمد الفاریابی، 2 ج، ریاض، دار طیبة.
عراقی، فخرالدین ابراهیم (۱۳۶۳)، کلیات، تصحیح سعید نفیسی، تهران، سنایی.
عطّار، فریدالدین محمد (۱۳۸۶)، مصیبت‌نامه، تصحیح شفیعی کدکنی، تهران، سخن.
عطّار، فریدالدین محمد (1387)، الاهی‌نامه، تصحیح شفیعی کدکنی، تهران، سخن.
عطّار، فریدالدین محمد (1907م)، تذکرةالاولیا، تصحیح نیکلسون، لیدن، بریل.
عطّار، فریدالدین محمد (۱۹۴۰)، الهی‌نامه، تصحیح هلموت ریتر، استانبول، مطبعۀ معارف.
عوفی، سدیدالدین محمّد (۱۹۰۶)، لباب‌الالباب، تصحیح ادوارد براون، لیدن، بریل.
غزنوی، سید حسن (۱۳۶۲)، دیوان، تصحیح محمدتقی مدرس رضوی، تهران، اساطیر.
غزّی، بدرالدین محمد (۱۴۳۰ هجری)، الدّرّ النضیّد فی أدب المفید و المستفید، تحقیق أبویعقوب نشأت المصری، قاهره، مکتبة التوعیّة الإسلامیّه.
فرزاد، مسعود (۱۳۵۳)، روش علمی برای تصحیح متون، گوهر، ش 22، ص ۸۸۵ـ 891.
فضلی، عبدالهادی (۱۴۰۲)، تحقیق‌التراث، جدّه، مکتبةالعلم.
کافی، علی (1370)، «اختصارات و زبان فارسی»، نشر دانش، ش ۶۵، ص 13ـ23.
کتبی، محمدبن شاکر (1973)، فوات‌الوفیات، تحقیق احسان عباس، بیروت، دار صادر.
مامقانی، محمدرضا (۱۴۱۲)، معجم الرموز و الاشارات، بیروت، دارالمؤرخ العربی.
مایل هروی، نجیب (1379)، تاریخ نسخه‌پردازی و تصحیح انتقادی نسخه‌های خطّی، تهران، کتابخانه، موزه و مرکز اسناد مجلس شورای اسلامی.
مختاری غزنوی، سراج‌الدین عثمان (۱۳۴۱)، دیوان، تصحیح جلال‌الدین همایی، تهران، بنگاه ترجمه و نشر کتاب.
مولوی، جلال‌الدین محمد (۱۹۲۵)، مثنوی معنوی، تصحیح نیکلسون، لیدن، بریل.
مولوی، جلال‌الدین محمد (۱۳۵۵)، کلیّات شمس، تصحیح بدیع‌الزمان فروزانفر، تهران، امیرکبیر.
میهنی، محمّدبن منوّر (۱۳۶۶)، اسرارالتوحید، تصحیح محمدرضا شفیعی کدکنی، 2 ج، تهران، آگاه.
نصرالله منشی، ابوالمعالی (۱۳۵۶)، کلیله و دمنه، تصحیح مجتبی مینوی، تهران، دانشگاه تهران.
وراوینی، سعدالدّین (1310)، مرزبان‌نامه، تصحیح محمّد قزوینی، تهران، کتابخانه، موزه و مرکز اسناد مجلس شورای اسلامی.
هلالی جغتایی، بدرالدین (1337)، دیوان، تصحیح سعید نفیسی، تهران، سنایی.
kenney, e.j. (1984), »textual criticism«, encyclopedia Britannica, 15th Ed., Vol. 18, Chicago, University of Chicago Press,p. p.189-195.
Lindsay, W. M and Notae Latinae (1915), an Account of Abbreviation in Latin Mss. Of the Early Minuscule Period (C. 700-850), Cambridge, Cambridge University Press.
Trice Martin, Ch (1910), The Record Interpreter, a collection of abbreviations, Latin words and names used in English historical manuscripts and records, 2nd Ed., London, Stevens and Sons.