بررسی تصحیحات پانزده بیت عربی در گلستان سعدی از نظر عروض و قافیه

نوع مقاله : مقاله پژوهشی

نویسنده

دانشجوی زبان و ادبیّات فارسی دانشگاه تهران

چکیده

در گلستان سعدی ابیاتی به عربی وجود دارد که تقریباً همۀ آنها ازنظر وزن و قافیه، تابع قواعد عروض و قافیۀ عرب است؛ امّا تقریباً همۀ مصحّحان فارسی‌زبان، در تصحیح و بررسی این ابیات از قواعد عروض فارسی پیروی کرده‌اند، و این امر سبب ایجاد ایراداتی در ضبط‌هایشان شده‌است. نکتۀ جالب توجّه این است که در دو ترجمۀ عربی و یک شرح ترکی بر گلستان، این ایرادات یا وجود ندارد یا شمار آنها بسیار اندک است. ما در این مقاله به بررسی تصحیحات برخی از این ابیات از منظر قواعد عروض و قافیه پرداخته‌ایم و ضبط‌های درست را معرفی و ایرادات ضبط‌های نادرست را بیان کرده‌ایم.

کلیدواژه‌ها


بررسی تصحیحات پانزده بیت عربی در گلستان سعدی    
از نظر عروض و قافیه

آریا طبیب‌زاده (دانشجوی زبان و ادبیّات فارسی دانشگاه تهران)

چکیده

در گلستان سعدی ابیاتی به عربی وجود دارد که تقریباً همۀ آنها ازنظر وزن و قافیه، تابع قواعد عروض و قافیۀ عرب است؛ امّا تقریباً همۀ مصحّحان فارسی‌زبان، در تصحیح و بررسی این ابیات از قواعد عروض فارسی پیروی کرده‌اند، و این امر سبب ایجاد ایراداتی در ضبط‌هایشان شده‌است. نکتۀ جالب توجّه این است که در دو ترجمۀ عربی و یک شرح ترکی بر گلستان، این ایرادات یا وجود ندارد یا شمار آنها بسیار اندک است. ما در این مقاله به بررسی تصحیحات برخی از این ابیات از منظر قواعد عروض و قافیه پرداخته‌ایم و ضبط‌های درست را معرفی و ایرادات ضبط‌های نادرست را بیان کرده‌ایم.

کلیدواژه‌ها: سعدی، گلستان، عروض عربی و فارسی، عروض تطبیقی.

مقدّمه و بیان مسئله

در این مقاله به بررسی تصحیحات برخی ابیات عربی گلستان در ۱۴ نسخه اعم از تصحیح، ترجمه و شرح‌های آن می‌پردازیم، ضبط‌های صحیح ابیات را معرفی کرده و ایرادات ضبط‌های نادرست را بیان می‌کنیم. تأکید ما در بررسی ضبط این ابیات، بر قواعد عروض و قافیۀ عرب است، امّا گاهی به مسائل مربوط به قواعد صرف و نحو هم پرداخته‌ایم؛ این به این معناست که در این مقاله هدف ما تعیین ضبط اصیل نیست، بلکه تعیین ضبط‌هایی است که ازنظر عروض و قافیه (و بعضاً صرف و نحو) بی‌غلط هستند. ابتدا به معرفی نسخه‌های بررسی‌شده می‌پردازیم و سپس روش کار خود را توضیح می‌دهیم (نسخه‌ها به ترتیب تاریخ چاپ معرفی می‌شوند):

سودی (وفات: ۱۰۰۰ـ۱۰۰۶) (شرح‌): برای بررسی ضبط ابیات از نسخۀ چاپ سنگی شرح سودی بر گلستان که در کتابخانۀ مجلس نگهداری می‌شود (چاپ ۱۲۴۹) استفاده کرده‌ایم. این نسخه بی‌اعراب است، امّا گاهی با توجّه به توضیحات سودی، بعضی مسائل مربوط به اعراب روشن می‌شود. ازآنجاکه شرح او به زبان ترکی است، برای بررسی توضیحات از ترجمۀ شرح سودی (۱۳۴۹) استفاده کرده‌ایم. ضبط‌ها در این ترجمه دارای ایرادات بسیاری در اعراب‌گذاری است، تا آن حد که اصلاً ضبط‌هایش را بررسی نکرده‌ایم. همچنین مواردی بوده که در ترجمۀ بعضی از نکاتِ جزئی در متنِ اصلی جا مانده‌است که تا جای ممکن آن موارد را هم گزارش داده‌ایم.

المخلع (وفات: ۱۲۶۸) (ترجمه به عربی): برای بررسی ضبط ابیات از نسخۀ چاپ ۱۲۶۳ که در کتابخانۀ دانشگاه پرینستون آمریکا نگهداری می‌شود استفاده کرده‌ایم. این نسخه بی‌اعراب است.

قریب گرکانی (تصحیح): برای بررسی ضبط ابیات از نسخۀ چاپ ۱۳۱۰ استفاده کرده‌ایم[1]. این نسخه دارای اعراب‌گذاری کامل است. در حروف‌چینی این نسخه در خیلی از موارد حرف همزه «ء» با کسرۀ زائد «ءِ» نوشته شده که این مسئله موجب شده در مواقعی که همزه واقعاً مکسور است، دارای تنوین جر، یعنی «ءٍ»، به نظر برسد. همچنین در هنگام اتصال حرف «یـ» به «س» یک دندانه بیشتر نوشته شده که همۀ اینها ایرادات مطبعی است و ما به ذکر آنها در همین‌جا اکتفا می‌کنیم؛ علاوه‌بر این‌ها، در مواردی هم اعراب در جای درست قرار نگرفته که این موارد را تحت عنوان ایراد مطبعی ذکر خواهیم کرد.

فروغی (تصحیح): برای بررسی ضبط ابیات از نسخۀ گلستان چاپ ۱۳۱۶ استفاده کرده‌ایم[2]. این نسخه دارای اعراب‌گذاری کم است و حروف‌چینی آن چندان مناسب نیست؛ در این نسخه معمولاً اعراب با فاصله‌ای از حروف قرار گرفته‌است؛ مثلاً «مُطاع» به‌صورت
«ُ مطاع» ضبط شده‌است.

رستم علی‌یف (تصحیح و ترجمه به روسی): برای بررسی ضبط ابیات از نسخۀ چاپ ۱۹۵۹ استفاده کرده‌ایم. این نسخه با خط نستعلیق نوشته شده و اعراب‌گذاری بسیار کمی دارد.

الفراتی (وفات: ۱۹۷۸) (ترجمه به عربی‌): برای بررسی ضبط ابیات از نسخۀ چاپ ۱۹۶۱ استفاده کرده‌ایم. اعراب‌گذاری در این نسخه نه زیاد است و نه کم.

نفیسی (تصحیح‌): برای بررسی ضبط ابیات از نسخۀ چاپ ۱۳۴۱ استفاده کرده‌ایم. اعراب‌گذاری این نسخه اندک و حروف‌چینی آن بسیار بد است؛ به‌طوری‌که مملوء از ایرادات مطبعی است؛ همچنین در این نسخه تقریباً در تمام موارد حرف همزه «ء» با کسرۀ زائد «ءِ» نوشته می‌شود و چون ایراد مطبعی است، به ذکر آن در همین‌جا اکتفا می‌کنیم.

مشکور (تصحیح‌): برای بررسی ضبط ابیات از نسخۀ چاپ ۱۳۴۲ استفاده کرده‌ایم. اعراب‌گذاری این نسخه کامل است.

خزائلی (شرح‌): برای بررسی ضبط ابیات این نسخه از چاپ ۱۳۴۴ استفاده کرده‌ایم. اگرچه عنوان کتاب شرح گلستان است، امّا متن آن هم به تصحیح خزائلی است. اعراب‌گذاری این نسخه کامل است.

خطیب‌رهبر (شرح): برای بررسی ضبط ابیات از چاپ بیست‌وهفتم (۱۳۹۶) کتاب استفاده کرده‌ایم، امّا چاپ اوّل کتاب به تاریخ ۱۳۴۸ است. در این نسخه اگرچه ادّعا شده که متن دقیقاً متن مصحّح فروغی است و در منابع کتاب به کلیّات سعدی (۱۳۲۰) به تصحیح فروغی ارجاع داده شده‌است (نک. خطیب‌رهبر، ۱۳۹۶: ۷۰۰، پیشگفتار)، امّا متن کتاب با متن فروغی تفاوت‌هایی دارد ازجمله اینکه اعراب‌گذاری خطیب‌رهبر کامل است، امّا اعراب‌گذاری فروغی بسیار کمتر است. همچنین تفاوت‌هایی میان حروف‌چینی دو ضبط وجود دارد؛ مثلاً در کلیّات مصحّح فروغی میان الف (ا) و همزۀ قطع (أ) تمایز وجود دارد، امّا در ضبط خطیب‌رهبر این تمایز وجود ندارد. به همین دلیل ما ضبط خطیب‌رهبر را به‌عنوان ضبطی مجزا بررسی کرده‌ایم.

یوسفی (تصحیح‌): برای بررسی ضبط ابیات از چاپ یازدهم (۱۳۹۲) کتاب استفاده کرده‌ایم، امّا چاپ اوّل آن به تاریخ ۱۳۶۸ است. اعراب‌گذاری این نسخه نسبتاً کامل است.

انوری (تصحیح): برای بررسی ضبط ابیات از چاپ چهارم (۱۳۹۵) کتاب استفاده کرده‌ایم، امّا چاپ اوّل آن به تاریخ ۱۳۸۳ است. اعراب‌گذاری این نسخه تقریباً کامل است.

مصفا (تصحیح‌): برای بررسی ضبط ابیات از چاپ سوم (۱۳۹۵) کتاب استفاده کرده‌ایم، امّا چاپ اوّل آن به تاریخ ۱۳۸۵ است. اعراب‌گذاری این نسخه نسبتاً زیاد است.

خرمشاهی (تصحیح): برای بررسی ضبط ابیات از چاپ ۱۳۹۳ کتاب استفاده کرده‌ایم. اعراب‌گذاری آن نه کم و نه زیاد و ایرادات مطبعی در آن نسبتاً زیاد است.

روش کار

ما در بررسی خود از نمونه‌هایی که صرفاً دارای خطاهای مطبعی یا خطاهای نامربوط به وزن و قافیه بوده‌است صرف‌نظر کرده‌ایم؛ مثلاً در مصراع «یهاج إلى صوت الأغانی لطیبه» سودی (۱۲۴۹ق: ۲۲۴) سودی، «صوت لأغانی» ضبط کرده یا در مصراع «على المصنف واستغفر لصاحبه» فروغی (۱۳۱۶: ۲۰۷) «مصنف» را «صنف» ضبط کرده‌است که به‌دلیل درستی ضبط در سایر نسخه‌ها ما از این موارد صرف‌نظر کرده‌ایم. همچنین درصورتی‌که ایرادی مربوط به اعراب‌گذاری کلمات بوده‌است، ضبط‌هایی را که اعراب‌گذاری ندارند درست فرض کرده‌ایم و به‌طورکلی هر ضبطی را که در آن غلطی نبوده صحیح دانسته‌ایم. درمورد هر بیت ابتدا ضبط / ضبط‌های صحیح را با رنگ سیاه نوشته‌ایم و در مقابل آن نسخه‌هایی را که دارای ضبط‌های صحیح بوده‌اند معرفی کرده‌ایم. سپس به بررسی مشکلات ضبط‌های نادرست و برخی آراء مطرح‌شده در نسخه‌ها پرداخته‌ایم. در‌صورتی‌که دو یا چند ضبط صحیح وجود داشته و دلیل محکمی بر ترجیح ضبطی بر دیگری نیافته‌ایم، یک یا چند ضبط را در کمانک گذاشته‌ایم و در‌صورتی‌که دلیلی برای ترجیح بود، آن دلیل را ضمن صحیح دانستن ضبط‌ها بیان کرده‌ایم. درمورد رسم‌الخطی که برای ضبط ابیات استفاده کرده‌ایم باید بگوییم که ما در سراسر مقاله همۀ ضبط‌ها را با همان رسم‌الخط و اعراب‌گذاری‌ای که داشته‌اند نقل کرده‌ایم، مگر در دو مورد که رسم‌الخط خود را بر همۀ متون اعمال کرده‌ایم: نخست آنکه در بعضی نسخه‌ها همزۀ وصل را در نوشتار نمایش داده‌اند (ٱ) تا از همزۀ قطع و الف (مصوت ā) متمایز شود؛ ما همزۀ وصل و الف را به‌جهت آسان‌خوانی متن از یکدیگر متمایز نکرده‌ایم چون مواضع همزۀ وصل مشخص است و نمایش آن متن را شلوغ می‌کند. دومین مورد برای نمایش حرف «یاء» است؛ در جایی که این حرف، صامت (نمایندۀ واج y؛ مثلاً در کلمۀ «شیء») یا نشان‌دهندۀ مصوّتِ ī بوده‌است (مثلاً در کلمۀ «ألذی»)، آن را با دو نقطه در زیر (ی)، و در مواردی که نشان‌دهندۀ مصوّت ā بوده‌است، آن را بدون نقطه (ی) نشان داده‌ایم (نک. Wright: 1896, vol. 1, p. 4). حال پیش از بررسی ابیات، ذکر چند توضیح لازم است؛ در طی متن هر کجا لازم بوده‌است به یکی از توضیحات زیر اشاره کرده‌ایم و در هر مورد به ذکر شمارۀ توضیح اکتفا کرده و برای پرهیز از اطالۀ کلام از شرح مجدد آن اجتناب کرده‌ایم.

 

توضیح ۱: در شعر عرب، قافیه نمی‌تواند تنوین بگیرد؛ زیرا محل وقف است. بنابراین، برای آخرین حرف قافیه به‌طور طبیعی (یعنی مرحلۀ قبل از اینکه بر اساس قواعد قافیه تغییری در آن داده شود) ممکن است سه حالت وجود داشته باشد: ۱. حرف آخر قافیه یکی از حروف مد (الف، یاء و واو) باشد[3]، ۲. حرف آخر قافیه ساکن باشد، ۳. یا حرف آخر قافیه دارای فتحه، کسره یا ضمه باشد. در دو حالت اوّل لزوماً تغییری در قافیه داده نمی‌شود، ولی در حالت سوم، یا تسکین حرف متحرک رخ می‌دهد یا حرکت اشباع می‌شود و به واو، یاء یا الف تبدیل می‌شود (اشباع نوعی ضرورت وزنی است[4]؛ نک. توضیح ۲ و نیز: شمس قیس رازی، [۱۳۳۵]: ۲۰۱ و ۲۰۲؛ قهرمانی مقبل، ۱۳۹۰)؛ یعنی در شعرِ عرب، هرگز کمیتِ آخرین هجای قافیه، کوتاه نیست (و فقط می‌تواند بلند یا کشیده باشد)؛ برای مثال، در معلقۀ إمرؤالقیس
(۲۰۱۱: ۱۵) به مطلعِ «قفا نبکِ مِن ذکرى حبیبٍ و منزلِ / بسقطِ اللوى بینَ الدخولِ فحوملِ» اگرچه کلمۀ «منزل» به‌دلیل منصرف و نکره بودن، قاعدتاً باید تنوینِ جر بگیرد، امّا چون قافیه است تنوین نمی‌گیرد و کسرۀ آن اشباع شده و به یاء بدل می‌گردد که حرف وصل است. بنابراین، به‌صورتِ «منزلی» خوانده می‌شود و به همین دلیل شاعر می‌تواند این بیت را در همین قصیده بیاورد: «ففاضَت دُموعُ العَینِ مِنِّی صَبابَةً / على النَّحرِ حَتَّى بَلَّ دَمعِیَ مِحمَلی» (همان: ۱۸) که حرف لام در «محملی» حرف روی است و ضمیر یاء متکلم وحده که در محل مضاف‌الیه است، حرف وصل می‌شود (نک. سیبویه، ۱۹۸۸: الجزء الرابع: ۲۰۴ـ۲۱۶؛ الأخفش، ۱۹۷۴: ۱۶ـ۲۱، ۴۰ـ۴۳، ۵۷ و ۵۸، ۷۷ـ۷۹، ۸۱، ۸۵ و ۸۶، ۹۷ـ۱۰۹، ۱۱۷ـ۱۲۸؛ السیرافی، ۱۹۸۵: ۳۵ـ۳۹؛ العروضی، ۱۹۹۶: ۲۷۸ و۲۷۹، ۲۸۲ و۲۸۳، ۲۹۳؛ الجوهری، ۲۰۰۶؛ Wright, 1898, vol. 2, p. 351-358; Lane: 1968, vol. 1, p. 1; Drory, 2000: 60-122). در ابیات عربی گلستان در بیشترِ ضبط‌های فارسی‌زبانان، قاعدۀ منع تنوین قوافی رعایت نشده‌است و معمولاً فقط در مواردی از تنوین قافیه احتراز شده‌است که ازنظر قواعد زبان عربی منع تنوین وجود دارد؛ مثلاً وقتی که اسمِ دارای الف و لام تعریف یا فعل در قافیه قرار می‌گیرد که در این موارد اگر قوافی دیگر آن نظم، اسامی منوّن هم بوده باشد، به‌تبع آن قافیۀ غیر منوّن، بدون تنوین ضبط شده‌است.

 

توضیح ۲: در عروض عرب می‌توان برخی قواعد زبان عربی را به ضرورت وزن یا قافیه رعایت نکرد که به‌عنوان ضرورت‌های شعری شناخته می‌شوند (نک. السیرافی، ۱۹۸۵: ۳۳ و ۳۴). بدیهی است که اگر رعایت قواعد زبان در وزن و قافیه خللی ایجاد نکند از ضرورت استفاده نمی‌شود. ضرورت‌هایی که در این مقاله به آنها اشاره می‌کنیم عبارت‌اند از: اشباع (نک به توضیح ۱)، قلب همزه به الف (نک. السیرافی، ۱۹۸۵: ۱۳۸ـ۱۴۰) و حذف اعراب یا تسکین متحرک (نک. همان: ۱۱۹ـ۱۲۷). ضرورت قلب همزه به الف اگر در افعال مهموزاللام استفاده شود، مانند این است که شاعر فعل را معتل ناقص بپندارد. استفاده از ضرورت حذف اعراب برای فعل مضارع مانند این است که فعل بدون عامل جزم، مجزوم شود که البته برخی آن را جایز دانسته و برخی ندانسته‌اند (نک. همان: ۱۱۹ـ۱۲۷)؛ ولی اگر فعل مضارع مهموز اللام باشد، دیگر استفاده از این ضرورت وجهی ندارد؛ چون به‌جای آن می‌توان از ضرورت قلب همزه به الف استفاده کرد که ضرورتی رایج و مقبول است و در این صورت، دیگر فعل بدون عامل جزم مجزوم نمی‌شود.

 

توضیح ۳: تعداد جزءهای (رکن‌های) هر بیت برای هر بحر حداکثر به تعداد اجزای بیت تام است (صورتی که از دوایر عروض عرب استخراج می‌شود). بیت تام برخی بحرها دارای ۸ جزء و برخی دیگر دارای ۶ جزء است. درصورتی‌که تعداد جزءهای هر بیت از تعداد ارکان بیت تام، یکی کمتر شود بیت را مجزوء می‌نامند (نک. الزمخشری، ۱۹۸۹: ۶۷؛ قهرمانی مقبل، ۱۳۹۰: ۳۴ و ۳۵). بحرهایی که بیت تام آنها هشت‌جزئی (مثمن) است عبارت‌اند از: طویل، مدید، بسیط، متقارب و متدارک (رکض / رکض‌الرکب). بحرهایی که بیت تام آنها شش‌جزئی (مسدس) است عبارت‌اند از: کامل، وافر، هزج، رجز، رمل، سریع، مجتث، مقتضب، مضارع، خفیف، منسرح (نک. الزمخشری، ۱۹۸۹: ۵۲). بنابراین، اگر در نوشتن یک شعر عربی مثلاً به بحر رمل در هر مصراع ۴ جزء قرار بگیرد، این خطاست و ازجمله مشکلاتی است که در تصحیح ابیات عربی در متون فارسی رخ می‌دهد؛ این نکته پیش از این نیز مورد توجه واقع شده بوده‌است (مثلاً نک. قهرمانی مقبل، ۱۳۹۰: ۱۳۵ و ۱۳۶).

 

توضیح ۴: در عروض عرب گاهی دو مصراعِ یک بیت، در کلمه‌ای مشترک است؛ یعنی قسمتی از کلمه در مصراع اوّل و قسمتی از آن در مصراع دوم می‌آید که به آن بیت، بیت مدوَّر، مدرَّج یا مُدمَج می‌گویند (نک. الهاشمی، ۲۰۰۶: ۳۵) مانند بیت مقابل از سینیۀ مشهور بحتری (۱۹۱۱: الجزء الثانی: ۵۶) «و تماسکت حین زعزعنی الدهر التماسا منه لتعسی و نکسی» که می‌توان دو مصراع را از هم متمایز کرد: وَ تَمَاسَکْتُ حِینَ زَعْزَعَنِی الدَّھْ / ﺮُ التِماساً مِنْهُ لِتَعْسِی وَ نَکْسِی.

توضیح ۵: اگر در بیتی عروض و ضرب بر یک وزن نباشند، برای قافیه کردن دو مصراع باید جزئی که در عروض بیت می‌آید هم‌وزن جزئی شود که در ضرب می‌آید که این را تصریع و آن بیت را مصرّع می‌گویند. اگر جزئی که در عروض و ضرب می‌آید، هم‌وزن باشد، در صورت هم‌قافیه شدن، دو مصراع بیت را مقفی می‌نامند (نک. التنوخی، ۱۹۷۸: ۷۵ـ۸۳؛ العروضی، ۱۹۹۶: ۱۷۶ـ۱۸۰). بدیهی است که به‌دلیل تفاوت بنیادی نظام وزن شعر فارسی با عروض عرب و وجود اصل تساوی مصراع در شعر فارسی[5]، تصریع در فارسی معنایی نمی‌تواند داشته باشد و به همین دلیل، برای این دو اصطلاح معانی دیگری ساخته شده‌است (نک. شمس قیس رازی ۱۳۳۵: ۴۱۲ـ۴۱۸؛ قهرمانی مقبل، ۱۳۹۰: ۱۲۵ـ۱۲۸).

 

ما در این مقاله ایرادات مربوط به عروض و قافیه را در ضبط‌ها به چند نوع کلّی تقسیم کرده‌ایم و برای هر نوع ایراد حداکثر پنج نمونه از میان کل نمونه‌ها، که تعداد قابل توجّهی از نسخه در ضبط آنها دچار خطا شده بودند، ذکر می‌کنیم و به شرح مشکلات ضبط آن نمونه می‌پردازیم. همچنین بعضی تحلیل‌های نادرست شارحان در حوزۀ وزن در نتیجه‌گیری ما بسیار مهم بوده‌است که آن موارد را هم شرح داده‌ایم. ایرادات مربوط به عروض و قافیه در تصحیح ابیات عربی در گلستان را با توجّه به توضیحاتی که در بالا آوردیم، می‌توان به‌طورکلّی به چهار دسته تقسیم کرد:

الف) تنوین قافیه (نک به توضیح ۱).

ب) بی‌توجّهی به ضرورت‌های شعری عرب (نک توضیح ۲).

ج) بی‌توجّهی به اصول عروض عرب در چینش مصاریع (نک توضیح ۳ و ۴).

د) اعمال برخی قواعد عروض فارسی به ابیات که برخی محققان وزن بیت را ـ علی‌رغم مطبوع بودن

در شعر عربی‌ـ به‌خاطر نامطبوع بودن آن در شعر فارسی، ثقیل قلمداد کرده و سعی کرده‌اند تا با انتخاب ضبط‌هایی (که البته اصالت آنها محل تردید است) وزن را مطبوع کنند.

 

بررسی بیت‌ها

حال به بررسی ابیات می‌پردازیم:

الْعُلى بِکَمالِهِ
حَسُنَتْ جَمیعُ خِصالِهِ

 

کَشَفَ الدُّجى بِجَمالِهِ
صَلُّوا عَلیْهِ وَ آلِهِ

(سودی[6]، ۱۲۴۹: ۱۴ و ۱۵؛ المخلع، ۱۲۶۳: ۱۶؛ قریب گرکانی[7]، ۱۳۱۰: ۳)

در ترجمۀ الفراتی (۱۹۶۱: ۹) هر چهار مصراع کنار هم گذاشته شده امّا بینشان فاصله داده شده‌است:

بَلَغَ العُلى بِکَمالِهِ

کَشَفَ الدُّجى بِجَمالِهِ

حَسُنَت جَمیعُ خِصالِهِ

صَلُّوا عَلیهِ وَ آلِهِ

ادبای فارسی‌زبان به‌جز قریب هر دو مصراع را به‌صورت یک مصراع که دارای چهار رکن متفاعلن است ضبط کرده‌اند: بَلَغَ العُلى بِکَمالِهِ کَشَفَ الدُّجى بِجَمالِهِ / حَسُنَت جَمیعُ خِصالِهِ صَلُّوا عَلیهِ وَ آلِهِ (فروغی، ۱۳۱۶: ۲؛ رستم علی‌یف، ۱۹۵۹: ۸؛ نفیسی[8]، ۱۳۴۱: ۲؛ مشکور، ۱۳۴۲: ۲؛ خزائلی ۱۳۴۴: ۱۰۲؛ یوسفی، ۱۳۹۲: ۵۰؛ خطیب‌رهبر، ۱۳۹۶: ۹؛ انوری، ۱۳۹۵: ۴؛ مصفا، ۱۳۹۵: ۱۰۰؛ خرمشاهی، ۱۳۹۳: ۳۲).

این دو بیت مربوط است به سومین ایراد از ایرادات چهارگانه‌ای که در مقدمه ذکر کرده‌ایم (ایراد مربوط به چینش مصاریع)، هرچند که در این مورد نمی‌توان ضبط فارسی‌زبانان را قاطعانه رد کرد. به نظر نگارنده، حق با محمد خزائلی است که هر دو ضبط را صحیح دانسته‌است (۱۳۴۴: ۸۷ و ۸۸ و ۱۲۶). توضیح اینکه هم می‌توان این شعر را شعری دانست که بر اساس عروض عرب و به بحر کامل مجزوءالعروض مجزوءالضرب (نک. توضیح ۳) سروده شده؛ و هم نظمی عربی که بر اساس عروض فارسی سروده شده‌است؛ یعنی چهار رکن متفاعلن در هر مصراع. به نظر نگارنده چینش مصاریع در ترجمۀ الفراتی چینشی مابین عروض عرب و فارسی است. باید توجّه داشت که اگر بر اساس عروض عرب شعر را تقطیع کنیم، در ابتدای مصراع آخر از جواز وزنی اضمار (تبدیل متفاعلن به مستفعلن) استفاده شده که استعمال آن در بحر کامل بنابر قواعد عروض عرب صحیح است (برای بررسی ویژگی‌ها و جوازهای وزنی این بحر نک. الخطیب التبریزی، ۱۹۹۴: ۵۸ـ۷۲)؛ بااین‌همه ما ضبط عرب‌زبانان را مرجّح می‌دانیم، زیرا این دو بیت، ملمّع نیست و بسیار بعید است سعدی شعری عربی را خارج از فن تلمیع، بر اساس قواعد وزنی فارسی بسراید؛ اتفاقاً عکس این امر در آثار سعدی دیده شده‌است؛ یعنی او ابیاتی به فارسی دارد که در آن عناصر وزنی عربی دیده می‌شود (نک. طبیب‌زاده، ۱۳۹۸).

کَذٰلِکَ تَنْشا (یَنْشا) لینَةٌ هُوَ عِرْقُها

 

وَ حُسْنُ نَباتِ الأَرْضِ مِنْ کَرَمِ الْبَذْرِ

(سودی، ۱۲۴۹: ۲۹؛ الفراتی، ۱۹۶۱: ۱۳؛ قریب گرکانی، ۱۳۱۰: ۶)

قبل از بررسی ضبط‌های این بیت، که در اصل متعلق به قصیده‌ای از سعدی در رثای خلیفه مستعصم بالله پس از سقوط بغداد است، باید گفت که علاوه‌بر اینکه در شرح سودی و ترجمۀ الفراتی ضبط کاملاً صحیح است و ضبط المخلع فقط یک ایراد نوشتاری دارد، در ترجمۀ موسی اسوار از قصاید عربی سعدی نیز، بیت با صورت صحیح ضبط شده‌است (سعدی، ۱۳۹۰: ۵۶)؛ درحالی‌که هیچ‌یک از مصحّحین و شارحان فارسی‌زبان به‌جز قریب این بیت را صحیح ضبط نکرده‌اند و دلیل این مسئله ناآشنایی فارسی‌زبانان با قواعد عروض عرب است. نکته‌ای که در این بیت وجود دارد، ضرورت قلب همزه به الف است (نک. توضیح ۲)؛ بیت به بحر طویل مقبوض‌العروض سالم‌الضرب (فعولن مفاعیلن فعولن مفاعلن / فعولن مفاعیلن فعولن مفاعیلن) سروده شده و برای هر چهار جزءِ (رکنِ) فعولن از جواز وزنی قبض (تبدیل فعولن به فعولُ) استفاده شده‌است (برای بررسی ویژگی‌ها و جوازهای وزنی بحر طویل نک. الخطیب التبریزی، ۱۹۹۴: ۲۲ـ۳۰)؛ از طرفی صورت اصلی فعل «تَنْشَأُ / یَنْشَأُ» است، ولی برای حفظ وزن شعر ضرورتاً همزه باید به الف تبدیل شود[9]. این نکته را سودی هم در شرح خود (۱۳۴۹: ۴۸) توضیح داده‌است. حال ضبط‌های دیگر را بررسی می‌کنیم:

المخلع: «تنشا» را به‌صورت «تنشی» ضبط کرده که ایراد نوشتاری است (۱۲۶۳: ۱۸).

فروغی و خرمشاهی: در مصراع اوّل «ینشأ» ضبط کرده‌اند و به‌دلیل نگذاشتن اعراب برروی همزه معلوم نیست خوانش آنها به ضم همزه یا به سکون آن است (فروغی، ۱۳۱۶: ۵؛ خرمشاهی، ۱۳۹۳: ۳۳)، امّا درهرحال، این ضبط بنا بر توضیح ۲ نادرست است. همچنین ازآنجاکه «لینة» مؤنث مجازی است، تذکیر فعل «ینشا» درست است (نک. ابن‌هشام، بی‌تا: الجزء الثانی: ۱۰۸ـ۱۱۹).

رستم علی‌یف: در مصراع اوّل «تنشاء» ضبط کرده که درست نیست و احتمالاً مقصود او «تنشأ» بوده‌است که بازهم بنا بر توضیح ۲ نادرست است (۱۹۵۹: ۱۴).

نفیسی: در مصراع اوّل «تنستأ» ضبط کرده که احتمالاً ایراد مطبعی است و اصل آن «تنشأ» بوده که باز بنابر توضیح ۲ نادرست است (۱۳۴۱: ۴).

مشکور، انوری و مصفا: «تنشا» را به‌صورت «تنشأُ» ضبط کرده‌اند که بنابر توضیح ۲، نادرست است (مشکور، ۱۳۴۲: ۵؛ انوری، ۱۳۹۵: ۵؛ مصفا، ۱۳۹۵: ۱۰۲).

خزائلی: «تنشا» را به‌صورت «تنشأْ» ضبط کرده که اگرچه نشانۀ آن است که او به ایراد وزنی در ضبط «تنشأُ» واقف بوده، امّا بنا بر توضیح ۲ نادرست است (۱۳۴۴: ۱۰۴).

خطیب‌رهبر: در مصراع اوّل «ینشا» ضبط شده‌است. در ضبط خطیب‌رهبر، میان همزه و الف تفاوتی وجود ندارد. بنابراین، به‌دلیل نگذاشتن اعراب برای حرف آخرِ «ینشا»، یا همزۀ ساکن دانسته شده‌است یا الف؛ امّا خطیب‌رهبر در توضیح گفته به‌جای «ینشأُ» باید «تنشأُ» باشد (۱۳۹۶: ۱۷) که به ضرورت قلب همزه به الف توجّه نداشته. پس بنا بر توضیح ۲ نادرست است. همچنین، اگرچه تأنیث فعل ازنظر فصاحت بهتر است، امّا تذکیر آن هم درست است (نک. توضیحات مربوط به ضبط فروغی و خرمشاهی).

یوسفی: «تنشا / ینشا» را «ینشأُ» ضبط کرده‌است (۱۳۹۲: ۵۲)؛ که بنا بر توضیح ۲ نادرست است. یوسفی در شرح نسخه‌بدل‌های خود به ترجمۀ الفراتی و ترجمۀ عربی دیگری از امین عبدالمجید بدوی نیز اشاره کرده که ضبطشان همین ضبط اصح است، امّا یوسفی در ضبط این بیت و بسیاری از ابیات دیگر ضبط مترجمان عرب‌زبان را نپذیرفته‌است (همان: ۵۶۲).

إِنْ لَمْ أَکُنْ راکِبَ الْمَواشی

 

أَسعى لَکُمْ حامِلَ الْغَواشی

(سودی، ۱۲۴۹: ۱۹۴؛ المخلع، ۱۲۶۳: ۵۶؛ قریب، ۱۳۱۰: ۶۲؛ فروغی، ۱۳۱۶: ۵۶؛ رستم علی‌یف،

۱۹۵۹: ۱۲۷؛ الفراتی، ۱۹۶۱: ۸۷؛ نفیسی، ۱۳۴۱: ۵۵؛ مشکور، ۱۳۴۲: ۵۹؛ خزائلی، ۱۳۴۴: ۳۱۵؛ خطیب‌رهبر، ۱۳۹۶: ۱۴۸؛ یوسفی، ۱۳۹۲: ۸۷؛ انوری، ۱۳۹۵: ۴۱؛ مصفا، ۱۳۹۵: ۱۴۲؛ خرمشاهی، ۱۳۹۳: ۷۵)

خزائلی: «أکن» و «لکم» را «أَکُ» و «لَکَ» ضبط کرده و توضیح داده که بر اساس این ضبط، وزن بیت هزج [مسدس] اخرب مقبوض محذوف (مفعول مفاعلن فعولن) است. همچنین ازنظر نحوی علّت حذف نون را از «أکن» توضیح داده‌است (نک. ۱۳۴۴: ۳۱۵، ۳۵۱، ۳۵۲). بااین‌حال، در جایی دیگر از کتاب، در فهرست اوزان ابیات گلستان، ضبط اصلی (ان لم اکن / اسعی لکم) را آورده و وزن بیت را منسرحِ احذ گزارش کرده‌است (همان: ۸۰). همچنین خطیب‌رهبر و خرمشاهی اگرچه در متن ضبط اصلی را حفظ کرده‌اند، ولی در توضیحات خود ضبط خزائلی را مرجّح دانسته‌اند (خطیب‌رهبر، ۱۳۹۶: ۱۴۸؛ خرمشاهی، ۱۳۹۳: ۲۱۹). دلیل خرمشاهی (۱۳۹۳: ۲۱۹) برای ترجیح این ضبط، «هموارتر بودن وزنِ» آن است. در اینجا باید گفت که ضبطی که پیشنهاد شده‌است غلط نیست، امّا آنچه باعث می‌شود که خرمشاهی وزن ضبط پیشنهادی را هموارتر بداند صرفاً این است که وزن ضبط اصلی وزنی رایج در شعر عرب است و نه در شعر فارسی و به نظر نگارنده، همین «هموارتر بودن وزن» در ضبط پیشنهادشده می‌تواند محل تردید در اصالت آن باشد (در ادامه این موضوع را بیشتر بررسی خواهیم کرد). خطیب‌رهبر (۱۳۹۶: ۱۴۸) هم دربارۀ ضبط پیشنهادشده گفته‌است که ازنظر قواعد صرف و نحو و عروض و قافیه همین ضبط صحیح است. این نظر درست نیست؛ چون حرف «ن» در «اکن» لزوماً نمی‌افتد و انداختن آن اختیاری است؛ اتفاقاً اصل، تثبیت نون است، نه ساقط کردن آن (نک. إبن‌عقیل، ۱۹۸۰: ج ۱/۲۹۸ـ۳۰۰؛ همچنین Wright, 1898: vol. 1: p. 82). ازنظر قواعد عروض و قافیه هم تثبیت نون با انداختن آن، درنهایت، هیچ تفاوتی نمی‌کند؛ ضبط اصلی به بحر بسیط مجزوء و مقطوع‌العروض مجزوء و مقطوع‌الضرب سروده شده‌است که در حالت غیر مزاحف به‌صورت مستفعلن فاعلن مفعولن در هر مصراع می‌آید؛ برای جزءِ (رکن) مفعولن از جواز وزنی خبن (تبدیل مفعولن به فعولن) استفاده شده‌است که ابوالحسن عروضی این بیت مزاحف را المخلّع[10] نامیده‌است (نک. العروضی، ۱۹۹۶: ۱۰۸ـ۱۱۳). وزن ضبطی که سه استاد پیشنهاد کرده‌اند بنا بر نظام وزن شعر فارسی، مفعول مفاعلن فعولن است؛ این وزن در شعر عرب نیز با تقطیع متفاوت (فع لن متفاعلن فعولن) کاربرد دارد و نام آن الدوبیت مجزوء است (نک. قهرمانی مقبل، ۱۳۹۰: ۱۱۱)؛ هرچند که ازنظر قواعد عروض عرب و ترکیب اسباب و اوتاد، این وزن خلاف قواعد عروض عرب است و نمی‌تواند از دوایر آن استدراک شود. همچنین درمورد ضبط اصلی (ان لم اکن ...) باید گفت که وزن این بیت از بحر منسرح مشتق نمی‌شود و این اشتقاق مانند اشتقاق‌هایی است که در عروض سنّتی فارسی و بر خلاف قواعد عروض عرب انجام می‌شود؛ زیرا علۀ حذذ بر هیچ‌یک از ضرب‌های بحر منسرح وارد نمی‌شود (نک. الخطیب التبریزی، ۱۹۹۴: ۱۰۳ـ۱۰۸). نهایتاً ما همین ضبط اصلی را اصح دانسته‌ایم؛ زیرا به وزنی مطبوع‌ترـ ازنظر عروض عرب ـ سروده شده‌است و در منابع کثرت بیشتر دارد و چه‌بسا آن ضبطی که اصح ندانسته‌ایم حاصل دستبرد کاتبانی بوده که وزن شعر را شاذ دانسته‌اند. البته که اصول تصحیح و نسخه‌شناسی می‌تواند به حقیقت ضبط اصیل‌تر را مشخص کند.

وَ أفانینُ عَلَیْها جُلَّنارُ (جُلَّنارْ)

 

عُلِّقَتْ بِالشَّجَرِ الأخْضَرِ نارُ (نارْ)

(سودی: ۱۲۴۹، ص ۲۴۸؛ المخلع، ۱۲۶۳: ۷۰؛ فروغی، ۱۳۱۶: ۷۶؛ رستم علی‌یف، ۱۹۵۹: ۱۷۷؛ الفراتی، ۱۹۶۱: ۱۱۸؛ خزائلی، ۱۳۴۴: ۳۳۳؛ یوسفی، ۱۳۹۲: ۱۰۱؛ انوری، ۱۳۹۵: ۵۶؛ مصفا، ۱۳۹۵: ۱۵۹)

قریب: در مصراع دوم برای حرف «ل» در بالشجر سکون گذاشته (۱۳۱۰: ۸۳) که نادرست است؛ زیرا حرف «ش» از حروف شمسیه است و بعد از «ال» تعریف باید مشدّد خوانده شود.

نفیسی: در مصراع دوم، «عقلت» ضبط کرده که نادرست است، امّا در وزن خللی ایجاد نمی‌کند (۱۳۴۱: ۷۵).

مشکور: ضبط او دارای ایراد تنوین قافیه (نک. توضیح ۱) است (۱۳۴۲: ۷۹).

سودی و خزائلی: اگرچه هر دو در خوانش متن درست عمل کرده‌اند (سودی به مشدّد بودن «ل» در جلنار اشاره کرده و خزائلی هم تشدید را به‌درستی گذاشته. اگر «ل» را در جلنار مشدّد بخوانیم، وزن آن فاعلان می‌شود)، ولی در گزارش وزن بیت دچار اشتباه شده‌اند؛ آنها وزن بیت را رمل مسدس مخبون مقصور یا محذوف (فعلاتن فعلاتن فعلان / فعلن) گزارش کرده‌اند (سودی[11]، ۱۳۴۹: ۴۶۷؛ خزائلی، ۱۳۴۴: ۳۹۵)، درحالی‌که اساساً این بیت بر اساس نظام عروض عرب سروده شده‌است و نه نظام وزن شعر فارسی. شعر به بحر رمل است و اگر جلنار و نار را به تسکین «ر» بخوانیم، وزن شعر رمل محذوف‌العروض مقصورالضرب خواهد بود (بیت مصرّع است؛ نک. توضیح ۵). اگر «ر» در جلنار و نار را به ضم و اشباع آن بخوانیم (نک. توضیح ۱)، وزن بیت رمل محذوف‌العروض سالم‌الضرب[12] خواهد بود (بیت، مصرّع است). برای جزءِ (رکن) فاعلاتن در صدر و حشو مصراع اوّل و ابتدا و حشو مصراع دوم زحاف خبن (تبدیل فاعلاتن به فعلاتن) استفاده شده‌است (برای بررسی دقیق بحر رمل، نک. الخطیب التبریزی، ۱۹۹۴: ۸۳ـ۹۰).

خطیب‌رهبر: در متن او جلّنار به تخفیف «ل» ضبط شده و در شرح گفته که باید به ضرورت وزن مخفف خوانده شود و این نادرست است. زیرا او به‌اشتباه از دیدگاه نظام وزن شعر فارسی بیت را به وزن فعلاتن فعلاتن فعلن خوانده‌است و ضرورتی قبیح را به بیت تحمیل کرده‌است (۱۳۹۶: ۲۰۷).

خرمشاهی: در مصراع اوّل «افانینِ» ضبط کرده‌است که البته نادرست است. زیرا اگر «و» را به معنای «رُبَّ» هم در نظر بگیریم، «افانین» اسم غیر منصرف است و باید فتحه بگیرد نه کسره (۱۳۹۳: ۹۰).

 

إِذا رَأَیْتَ أَثیما
یا مَنْ تُقَبِّحُ (یُقَبِّحُ) لَغْوی (أمْری)

 

کُنْ ساتِراً وَ حَلیما
لِمْ لا تَمُرُّ کَریما

(المخلع، ۱۲۶۳: ۷۴)

قبل از بررسی ضبط‌های دیگر باید به چند نکته اشاره کرد: در اکثر ضبط‌های موجود، اوّلین مشکل، چینش نادرست مصراع‌هاست که به‌دلیل ناآشنایی با قواعد عروض عرب و تحت تأثیر نظام وزن شعر فارسی رخ داده‌است. این اشتباه در شرح سودی و ترجمۀ الفراتی هم دیده می‌شود. این دو بیت در نظام عروض عرب و به بحر مجتث مجزوءالعروض مجزوءالضرب (مستفعِ‌لن فاعلاتن در هر مصراع) سروده شده‌است (نک. توضیح ۳). در بیت اوّل به‌جز جزءِ (رکنِ) مستفعِ‌لن در ابتدای مصراع دوم (کن ساتراً) برای سه جزء دیگر از جواز وزنی خبن (تبدیل مستفعِ‌لن به مفاعِ‌لن و فاعلاتن به فعلاتن) استفاده شده‌است. در بیت دوم هم برای جزء فاعلاتن در عروض و ضرب از این جواز استفاده شده‌است (برای بررسی دقیق این بحر، نک. الزمخشری، ۱۹۸۹: ۱۲۲ـ۱۲۳).

از طرفی در بیت از ضرورت وزنی حذف اعراب (توضیح ۲) برای «لِمَ» در مصراع چهارم استفاده شده‌است (حرف «م» ساکن می‌شود) که برخی مصحّحان به آن بی‌توجّه بوده‌اند و برخی دیگر هم بدون آوردن نام ضرورت و شاید فقط به‌دلیل تشخیص سماعی وزن، به‌درستی ساکن بودن حرف «م» را گزارش داده‌اند. همچنین همانند بسیاری از ابیات دیگر در ضبط‌های فارسی‌زبانان، در اینجا نیز ایراد تنوین قافیه (نک. توضیح ۱) دیده می‌شود.

سودی: ایراد مربوط به چینش ابیات را دارد، ولی به ضرورت وزنی اشاره کرده‌است (۱۲۴۹: ۲۵۸؛ ۱۳۴۹: ۴۸۸).

قریب و مشکور: چینش مصراع‌ها را به‌درستی انجام داده‌اند، ولی ضبط هر دو دارای ایراد تنوین قافیه و رعایت نکردن ضرورت شعری حذف اعراب است (قریب، ۱۳۱۰: ۸۹؛ مشکور، ۱۳۴۲: ۸۴).

فروغیو نفیسی: ایراد مربوط به چینش مصاریع را دارند. همچنین «اثیما» و «حلیما» را تنوین داده‌اند که نادرست است، امّا «کریما» را اعراب‌گذاری نکرده‌اند و تنوین ندارد. به‌دلیل اینکه همۀ حروف را اعراب‌گذاری نکرده‌اند، نمی‌توان دربارۀ ایراد مربوط به ضرورت در ضبط آنها چیزی گفت (فروغی، ۱۳۱۶: ۸۱؛ نفیسی، ۱۳۴۱: ۸۰).

رستم علییف: ضبط او ایراد مربوط به چینش مصراع‌ها و تنوین قافیه را دارد، ولی به‌دلیل نگذاشتن اعراب معلوم نیست که ایراد مربوط به ضرورت حذف اعراب را در خوانش خود داشته یا نه (۱۹۵۹: ۱۹۰).

الفراتی:او ایراد مربوط به چینش مصراع‌ها را دارد و همچنین «حلیما» را که طبق چینش او در عروض بیت قرار می‌گیرد و قافیه است تنوین داده و این خطاست؛ امّا تنوین «کریما» (در ضرب بیت) را به‌درستی ترک کرده‌است (۱۹۶۱: ۱۲۵).

خزائلیوخطیب‌رهبر: ضبط هر دو دارای ایراد مربوط به چینش مصراع‌ها و تنوین قافیه است، ولی ایراد مربوط به ضرورت حذف اعراب را ندارد. خزائلی وزن بیت را مجتث مثمن مخبون محذوف / مقصور (مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلان / فعلن) گزارش کرده و بعد تذکر داده‌است که که بحر مجتث در حالت سالم کم‌کاربرد است. این توضیحات دربارۀ بیت فوق نادرست است و نشان‌دهندۀ این است که ادبای فارسی‌زبان با دیدگاه عروض سنّتی فارسی به ابیات عربی‌ای که در نظام عروض عرب سروده شده‌اند نگاه می‌کنند (خزائلی، ۱۳۴۴: ۸۶، ۳۳۸ و ۴۰۴؛ خطیب‌رهبر، ۱۳۹۶: ۲۲۰).

یوسفیو انوری و مصفا و خرمشاهی: ضبطشان دارای هر سه ایراد مذکور است (یوسفی، ۱۳۹۲: ۱۰۴؛ انوری، ۱۳۹۵: ۵۹؛ مصفا، ۱۳۹۵: ۱۶۲؛ خرمشاهی، ۱۳۹۳: ۹۴).

 

بِئْسَ الْمَطاعِمُ حینَ الذُّلُ (الذُّلِ) یُکسِبُها (یَکسِبُها/ تَکسِبُها/ تُکسِبُها)

أَلقِدْرُ مُنْتَصَبٌ وَ الْقَدْرُ مُنْخَفِضُ (مَخْفوضُ)

 (سودی، ۱۲۴۹: ۲۸۰ و۲۸۱؛ المخلع، ۱۲۶۳: ۸۲؛ فروغی، ۱۳۱۶: ۹۳؛ رستم علی‌یف، ۱۹۵۹: ۲۱۸؛ الفراتی، ۱۹۶۱: ۱۴۱؛ نفیسی، ۱۳۴۱: ۹۲؛ خزائلی، ۱۳۴۴: ۴۲۶؛ مصفا، ۱۳۹۵: ۱۷۳).

قریب و مشکور و خطیب‌رهبر و یوسفی و انوری و خرمشاهی: همگی بیت را با تنوین قافیه (نک. توضیح ۱) ضبط کرده‌اند (قریب[13]، ۱۳۱۰: ۱۰۲؛ مشکور، ۱۳۴۲: ۹۶؛ خطیب‌رهبر، ۱۳۹۶: ۲۵۴؛ یوسفی، ۱۳۹۲: ۱۱۳؛ انوری، ۱۳۹۵: ۶۸؛ خرمشاهی، ۱۳۹۳: ۱۰۵).

یا لَیْتَ قَبْلَ مَنِیَّتی
نَهْرٍ (نَهْرٌ / نَهْراً) یُلاطِمُ (تُلاطِمُ) رُکْبَتی

 

یَوماً أَفوزُ بِمُنْیَتی
فَأَظَلُّ (وَ أَظَلُّ) أَمْلأُ قِرْبَتی

(المخلع، ۱۲۶۳: ۸۵؛ الفراتی، ۱۹۶۱: ۱۴۷)

در اوّلین و دومین بیت از ابیات بررسی‌شده (بلغ العلی بکماله ...) گفتیم که می‌توان آن را در هر دو نظام وزنی قرار داد؛ زیرا در آن به شکلی از زحافات عروض عرب استفاده شده بود که با قواعد وزن شعر فارسی مغایرتی وجود نداشت، هرچند که ضبط عربی آن را ترجیح دادیم. این دو بیت هم مانند نظم «بلغ العلی ...» به بحر کامل مجزوءالعروض مجزوءالضرب است و در ضبط‌های فارسی‌زبانان به‌صورت یک بیت با ۸ رکن آمده‌است که ما این چینش مثمن را غلط می‌دانیم. در بیت دوم و سوم (بلغ العلی ...) به جواز اضمار اشاره کردیم. در شعر فارسی اضمار نام قاعده‌ای برای تفرع وزن است و به تبدیل دو هجای کوتاه متوالی در اوّل مصراع اطلاق می‌شود (نک. نجفی، ۱۳۹۷: ۲۸ و ۲۹). اضمار در فارسی برخلاف عربی، اختیار شاعری نیست و شاعر در صورت استفاده از آن ملزم به رعایت آن در کلّ مصاریع شعر خود است. اگر این نظم را به همان صورتی که در بالا آمده، مطابق با نظام عروض عرب به‌صورت دو بیت مربّع بنویسیم در صدر هر دو بیت و در ابتدای بیت اوّل از زحاف اضمار استفاده می‌شود (تبدیل متَفاعلن به متْفاعلن = مستفعلن = یالیتَ قبـ = یوماً أفو = نهرٍ یُلا). اگر بیت را با دیدگاه وزن شعر فارسی به‌صورت مثمن بنویسیم (یا لیت قبل منیتی یوما أفوز بمنیتی / نهر تلاطم رکبتی و أظل أملأ قربتی) در هر دو مصراع قاعدۀ اضمار رخ می‌دهد و وزن بیت به‌صورت مستفعلن متفاعلن متفاعلن متفاعلن در هر مصراع خواهد بود؛ در حشو بیت اوّل هم اختیار تسکین دیده می‌شود (آن را مشخص کرده‌ایم). اگرچه که اصل تساوی مصراع رعایت شده، امّا چون اولاً این وزن در طبقه‌بندی نجفی (۱۳۹۷) دیده نمی‌شود، و دوماً این دو بیت به عربی سروده شده، باید از ضبط آن به‌صورت مثمن پرهیز کرد، همان چینشی که در ضبط همۀ فارسی‌زبانان وجود دارد (قریب، ۱۳۱۰: ۱۰۶؛ رستم علی‌یف، ۱۹۵۹: ۲۲۷؛ مشکور، ۱۳۴۲: ۱۰۰؛ خزائلی، ۱۳۴۴: ۴۲۹؛ خطیب‌رهبر، ۱۳۹۶: ۲۶۴؛ یوسفی، ۱۳۹۲: ۱۱۵؛ انوری، ۱۳۹۵: ۷۱؛ مصفا، ۱۳۹۵: ۱۷۶؛ خرمشاهی، ۱۳۹۳: ۱۰۸).

سودی: ضبط او اگرچه اعراب ندارد و چینش ابیات آن صحیح است (۱۲۴۹: ۲۹۰)، اما بنا بر توضیحاتی که آورده (۱۳۴۹: ۵۵۵) فعل را به‌صورت تَلاطَم در نظر گرفته و رکبة را مفعول به آن دانسته، امّا این صحیح نیست، چون فعل تَلاطَمَ لازم است.

فروغی و نفیسی: علاوه بر داشتن ایراد مربوط به چینش مصراع‌ها، فعل «تلاطم» را هم «تَلاطُمُ» اعراب‌گذاری کرده‌اند که نادرست است (فروغی، ۱۳۱۶: ۹۵؛ نفیسی، ۱۳۴۱: ۹۶).

مصفا: در بیت دوم «قُربتی» ضبط کرده که درست نیست و باید به کسر «ق» ضبط شود. قابل توجّه است که در ترجمۀ بیت، قربة را به‌درستی «مَشک» معنا کرده‌است (۱۳۹۵: ۱۷۶). دربارۀ درست نبودن ضبط واژه به ضم «ق» باید گفت که در صحاح (الجوهری، ۱۹۸۴)، لسان‌العرب (إبن‌منظور، ۲۰۱۰)، قاموس‌المحیط (الفیروزآبادی، بی‌تا) و در فرهنگ عربی ـ انگلیسی لین (Lane, 1968) واژۀ قربة به معنای «مَشک» همواره با کسر «ق» و نه با ضم آن ضبط شده‌است.

 

قَدْ شابَهَ بِالْوَرى حِمارُ

 

عِجْلاً جَسَداً لَهُ خُوارُ

(سودی، ۱۲۴۹: ۳۰۲؛ فروغی، ۱۳۱۶: ۱۰۳؛ رستم علی‌یف، ۱۹۵۹: ۲۴۱؛ الفراتی، ۱۹۶۱: ۱۵۵؛ نفیسی، ۱۳۴۱: ۱۰۱؛ مصفا، ۱۳۹۵: ۱۸۰).

المخلع: در مصراع اوّل «فی الورى» ضبط کرده‌است (۱۲۶۳: ۸۹)؛ نگارنده در جست‌وجوهای خود موردی برای استعمال حرف جر «فی» برای فعل «شابه» ندیده و بنابراین، همان حرف «ب» را که در ضبط اصح وجود دارد صحیح دانسته‌است. بدیهی است که در اینجا ازنظر وزنی، دو ضبط هیچ تفاوتی با هم ندارند.

قریب: در مصراع اوّل ایراد تنوین قافیه را دارد، امّا در مصراع دوم نه (۱۳۱۰: ۱۱۲).

مشکور و خزائلی و خطیب‌رهبر و یوسفی و انوری و خرمشاهی: همگی در ضبط خود ایراد تنوین قافیه (نک. توضیح ۱) را دارند(مشکور، ۱۳۴۲: ۱۰۶؛ خزائلی، ۱۳۴۴: ۴۳۴؛ خطیب‌رهبر، ۱۳۹۶: ۲۸۱؛ یوسفی، ۱۳۹۲: ۱۱۹؛ انوری، ۱۳۹۵: ۷۵؛ خرمشاهی، ۱۳۹۳: ۱۱۳).

 

إذا جِئْتَنی فی رُفقَةٍ (رِفقَةٍ) لِتَزُورَنی

 

وَ إنْ جِئْتَ فی صُلْحٍ فَأَنْتَ مُحارِبُ

(سودی، ۱۲۴۹: ۳۴۸؛ المخلع، ۱۲۶۳: ۱۰۵؛ فروغی، ۱۳۱۶: ۱۲۷؛ رستم علی‌یف، ۱۹۵۹: ۳۰۴؛ الفراتی، ۱۹۶۱: ۱۸۹؛ نفیسی، ۱۳۴۱: ۱۲۵؛ خزائلی، ۱۳۴۴: ۵۱۱؛ خطیب‌رهبر، ۱۳۹۶: ۳۵۰)

قریب و مشکور و یوسفی و انوری و مصفا: ضبط همگی دارای ایراد تنوین قافیه است (نک. توضیح ۱) (قریب، ۱۳۱۰: ۱۳۷؛ مشکور، ۱۳۴۲: ۱۳۲؛ یوسفی، ۱۳۹۲: ۱۳۶؛ انوری، ۱۳۹۵: ۹۲؛ مصفا، ۱۳۹۵: ۱۹۹).

خرمشاهی: علاوه بر ایراد تنوین قافیه، در مصراع اوّل، «لِتَزُورَنیِ» ضبط کرده که ایراد مطبعی است و کسره باید برای حرف نون باشد (۱۳۹۳: ۱۳۳).

ظَمَأٌ بِقَلْبی لایَکادُ یُسیغُهُ

 

رَشَفُ (رَشْفُ) الزُّلالِ وَ لَو شَرِبْتُ بُحورا

 

(سودی، ۱۲۴۹: ۳۶۳؛ المخلع، ۱۲۶۳: ۱۱۱؛ الفراتی، ۱۹۶۱: ۲۰۰؛ خزائلی، ۱۳۴۴: ۵۱۸؛ مصفا، ۱۳۹۵: ۲۰۴).

قریب و مشکور و خطیب‌رهبر و یوسفی و انوری و خرمشاهی: ضبط همگی دارای ایراد تنوین قافیه است (نک. توضیح ۱) (قریب، ۱۳۱۰: ۱۴۵؛ مشکور، ۱۳۴۲: ۱۳۹؛ خطیب‌رهبر، ۱۳۹۶: ۳۷۳؛ یوسفی، ۱۳۹۲: ۱۴۱؛ انوری، ۱۳۹۵: ۹۷؛ خرمشاهی، ۱۳۹۳: ۱۳۹).

فروغی: در حروف‌چینی این نسخه میان الف (ا) و همزۀ قطع (أ) تمایز داده می‌شود. در مصراع اوّل «ظما» ضبط شده‌است. بنابراین، صحیح نیست (۱۳۱۶: ۱۳۵).

رستم علی‌یف و نفیسی: در مصراع اوّل «ظماءِ» ضبط کرده‌اند که نادرست است (نفیسی، ۱۳۴۱: ۱۳۱؛ رستم علی‌یف، ۱۹۵۹: ۳۲۳).

 

 

یا مَعْشَرَ الْخُلَّانِ قولوا لِلْمُعا (لِلْمُعا-)

 

فى لَسْتَ تَدْری ما بِقَلْبِ الْمُوجَعِ

 (المخلع، ۱۲۶۳: ۱۱۴؛ الفراتی، ۱۹۶۱: ۲۰۷؛ خزائلی، ۱۳۴۴: ۵۲۲؛ مصفا، ۱۳۹۵: ۲۰۸؛ انوری، ۱۳۹۵: ۱۰۰؛ یوسفی، ۱۳۹۲: ۱۴۴؛ خرمشاهی، ۱۳۹۳: ۱۴۲)

سودی: او مصراع اوّل را به‌صورت «یا معشر الخلان قولوا للمعافی» ضبط کرده که چون بیت به بحر رجز است بنا بر توضیح ۴ نادرست است. البته او در توضیح بیت به‌درستی گفته مصراع اوّل با الفِ «معافیٰ» تمام می‌شود و «فیٰ» اول و ابتدای مصراع دوم است (نک. ۱۳۴۹: ۷۲۹). این نکته را هم متذکر شده که این‌گونه اشعار را به‌صورت [دو] مصراع [مجزا] نمی‌نویسند، بلکه [دو مصراع] را متصل می‌نویسند (نک. همان). امّا نخست باید گفت که نوشتن دو مصراع به‌صورت مجزا هم صحیح است (نک. توضیح ۴)، امّا در خوانش باید دو (نک. توضیح ۴) مصراع را به‌صورت متصل خواند و دوم اینکه عجیب است که علی‌رغم آوردن این توضیح، نه‌تنها خود آن را رعایت نکرده، بلکه در پایانِ توضیح گفته: «فاحفظ و لا تفعل» (سودی، ۱۳۴۹: ۷۲۹).

قریب و مشکور: هر دو «معافی» ضبط کرده‌اند (قریب، ۱۳۱۰: ۱۵۰؛ مشکور، ۱۳۴۲: ۱۴۴) که درست نیست. زیرا با توجّه به معنی فعل باید معافى یعنی اسم مفعول از باب معافاة باشد به معنی «نگاه‌داشته‌شده از سختی».

فروغی و خطیب‌رهبر: در هر دو ضبط در مصراع اوّل «معافا» ضبط شده‌است؛ (فروغی، ۱۳۱۶: ۱۳۹؛ خطیب‌رهبر، ۱۳۹۶: ۳۸۹) که این خلاف صورت رایج آن در عربی است که با الف مقصوره نوشته می‌شود. خطیب‌رهبر در توضیح بیت این نکته را متذکر شده‌است و همچنین به‌درستی به قاعدۀ تدریج (معادل اصطلاحِ تدویر در علم بدیع) اشاره کرده‌است (نک. خطیب‌رهبر، ۱۳۹۶).

رستم علی‌یف و نفیسی: در مصراع دوم «بقلب الموجعی» ضبط کرده‌اند (رستم علی‌یف، ۱۹۵۹: ۳۳۵؛ نفیسی، ۱۳۴۱: ۱۳۶) که اگرچه در خوانش بیت کسرۀ «ع» در «موجع» اشباع و تبدیل به «ی» می‌شود (نک. توضیح ۱)، امّا در کتابت باید همان کسره را نوشت.

 

وَ قَطْرٌ عَلى قَطْرٍ إذا اتَّفَقَتْ (اتَّفَقا) نَهْرُ

 

وَ نَهْرٌ عَلى (إلى) نَهْرٍ إذا اجْتَمَعَتْ (اجْتَمَعا) بَحْرُ

 (سودی، ۱۲۴۹: ۴۸۳؛ المخلع، ۱۲۶۳: ۱۵۱؛ فروغی، ۱۳۱۶: ۱۹۳؛ رستم علی‌یف، ۱۹۵۹: ۴۵۴؛ الفراتی، ۱۹۶۱: ۲۸۵؛ نفیسی، ۱۳۴۱: ۱۸۴؛ خزائلی، ۱۳۴۴: ۶۵۶)

قریب و مشکور و یوسفی و انوری و مصفا و خرمشاهی: ضبط همگی دارای ایراد تنوین قافیه (نک. توضیح ۱) است (قریب، ۱۳۱۰: ۲۰۳؛ مشکور، ۱۳۴۲: ۱۹۶؛ یوسفی، ۱۳۹۲: ۱۸۱؛ انوری، ۱۳۹۵: ۱۳۵؛ مصفا، ۱۳۹۵: ۲۴۸؛ خرمشاهی، ۱۳۹۳: ص ۱۸۳).

خطیب‌رهبر: در مصراع اوّل قافیه «نهرُ» با تنوین ضبط شده‌است، امّا در مصراع دوم ضبط صحیح است (۱۳۹۶: ۵۶۲).

نتیجه

برای تصحیح متون فارسی، علاوه بر تسلط بر صرف و نحو عرب، تسلط بر علوم ادبی عرب نیز لازم است. ایرادات عروضی و قافیه‌ای که در تصحیحات فارسی‌زبانان از ابیات عربی گلستان دیده می‌شود ناشی از این است که مصحّحان از منظر عروض سنّتی فارسی به ابیات عربی نگاه کرده‌اند؛ باید توجّه داشت عروض سنّتی به‌خلاف ظاهرش با بنیان‌های عروض عرب مغایرت دارد و به همین دلیل واجب است که در بررسی ابیات عربی به کتاب‌های عروض و قافیۀ عربی رجوع کنیم و هرگز عروض فارسی را ملاک قرار ندهیم. در اینجا ایرادات مربوط به عروض و قافیه را در ضبط‌های ابیات عربی گلستان بار دیگر برمی‌شمریم: ۱) تنوین قافیه، ۲) بی‌توجّهی به ضرورت‌های شعری عرب، ۳) بی‌توجّهی به اصول عروض عرب در چینش مصاریع، ۴) اعمال برخی قواعد عروض فارسی به ابیات که برخی محققان وزن بیت را ـ علی‌رغم مطبوع بودن در شعر عربی ـ به‌خاطر نامطبوع بودن آن در شعر فارسی، ثقیل قلمداد کرده و سعی کرده‌اند تا با انتخاب ضبط‌هایی (که البته اصالت آنها محل تردید است) وزن را مطبوع کنند.



۱. با تشکر از استاد علی‌اشرف صادقی که این نسخه را در اختیار نگارنده قرار دادند.

۲. با تشکر از آقای میرسالار رضوی که تصاویری از این نسخه را در اختیار نگارنده قرار دادند.

۳. حروف مد مصوّت‌های بلندِ ā، ū و ī هستند، ولی در شیوه‌های سنّتی دستورنویسی عربی آنها را حرف دانسته‌اند؛ بدیهی است که این نظر در علم زبان‌شناسی جدید منسوخ است. ما چون در این مقاله از کتاب‌های سنتّی عروض و قافیۀ عرب بسیار استفاده کرده‌ایم، در این‌گونه موارد هم همان اصطلاحات سنّتی را به‌کار برده‌ایم.

۴. ضرورت اشباع جز درمورد ضمیر متصل غائب (ـه) و ضمیر منفصل متکلم‌وحده (انا)، فقط در آخرین هجای قافیه می‌تواند به‌کار رود و هرگز در موضع دیگری نمی‌توان از آن استفاده کرد. اشباع در قافیه احتمالاً با نظام کهن وقف در عربی که در کتیبه‌های پیش از اسلام نشانه‌هایش را می‌بینیم مرتبط است؛ (نک. Versteegh, 2014, p. 31-33, 36, 54-55) در این نظام، الگوی وقف برخلاف آنچه در عربی کلاسیک دیده می‌شود (an < ā, un < ø, in < ø) بدین صورت بوده‌است: نصب < ā ، رفع < ū و جر < ī.).

۵. عروض سنّتی با تحمیل قواعد عروض عرب به قواعد وزن شعر فارسی سعی کرد اصل تساوی مصراع را نادیده بگیرد؛ این مسئله از عیوب بزرگ عروض سنّتی است.

۶. در ترجمۀ شرح سودی آمده‌است که هر مصراع این نظم از دو متفاعلن تشکیل شده‌است مگر مصراع چهارم که ابتدایش مستفعلن می‌آید (در پانوشت آورده‌اند که منظور «صلوا علیه و آله» است) (سودی، ۱۳۴۹: ۱۴). در متن اصلی، سودی به زحاف اضمار (تبدیل متفاعلن به مستفلن) اشاره کرده که در ترجمه جا افتاده‌است.

۷. در مصراع دوم بیت اوّل «الٌدجیٰ» ضبط کرده که ایراد مطبعی است.

۸. در مصراع اوّل بیت اوّل «بٍکمالِهِ» ضبط شده‌است که ایراد مطبعی است و ما از آن صرف‌نظر کرده‌ایم.

۹. با ضبط «تنشأُ» وزن مصراع می‌شود «فعولُ مفاعلتن فعولُ مفاعلن» که در بحر طویل نمی‌توان «مفاعیلن» را به «مفاعلتن» تبدیل کرد.

۱۰. زمخشری (۱۹۸۹: ۶۸) این نام را به‌طور کلی به مسدس بسیط اطلاق کرده‌است.

۱۱. در انتهای توضیح آمده که «راء انار و جلنار ساکن خوانده می‌شود» که در بیت و در متن اصلی شرح سودی «انار» وجود ندارد، بلکه «نار» صحیح است.

۱۲. در اینجا بیت مصرّع است و عروض و ضرب مانند هم می‌آیند، امّا در بیت غیر مصرَّع آوردن بیت به‌صورت تام (تبدیل فاعلانِ ضرب به فاعلاتن) شاذ دانسته می‌شود (نک. التنوخی، ۱۹۷۸: ۱۴۸). اگر بیت به‌صورت سالم‌العروض بیاید، بیت و جزءِ فاعلاتن در عروض را متمم می‌نامند که به قول ابوالحسن عروضی (۱۹۹۶: ۲۱۸) جزء را از اعتدال خارج می‌کند (نیز نک. الزمخشری، ۱۹۸۹: ۶۷).

۱۳. در مصراع دوم «مُنتَصِبٌ» ضبط کرده که ازنظر معنا صحیح است.

منابع
إبن‌عقیل، بهاءالدّین عبدالله عقیل العقیلی (۱۹۸۰)، شرح ٱبن عقیل قاضی القضاة، تألیف محمِد محیی الدّین عبدالحمید، أربعة أجزاء، قاهرة: دارالتراث.
إبن‌منظور، محمّدبن مکرم‌بن علی (۲۰۱۰)، لسانالعرب، طبعة جدیدة مصححة و ملونة اعتنى بتصحیحها امین محمّد عبدالوهاب، محمّد الصادق العبیدی، تسعة أجزاء، بیروت: دار احیاء التراث العربی.
إبن‌هشام، جمال‌الدّین یوسف‌بن أحمد (بی‌تا)، أوضح المسالک إلى ألفیة ٱبن مالک، تألیف محمّد محیی‌الدّین عبدالحمید، أربعة أجزاء، صیدا، بیروت: منشورات المکتبة العصریة.
الأخفش، ابوالحسن سعیدبن مسعدة (۱۹۷۴)، کتاب القوافی، تحقیق أحمد راتب النّفاخ، بیروت: دارالأمانة.
إمرؤالقیس، جندح‌بن الحجربن الحارث الکندی (۲۰۱۱)، دیوان إمرئالقیس، شرح د. محمّد الإسکندرانی و د. نهاد رزوق، بیروت: دارالکتاب العربی.
البحتری، أبوعبادة الولیدبن عبید الطائی (۱۹۱۱)، دیوان البحتری (الشاعر المفلق المشهور)، جزءان، مصر: مطبعة هندیة بالموسکی.
التنوخی، ابویعلى (۱۹۷۸)، کتاب القوافی، تحقیق عونی عبدالرءوف، الطبعة الثانیة، مصر: مکتبة الخانجی.
التنوخی، عزالدّین (۱۹۴۶)، احیاءالعروض، دمشق: المطبعة الهاشمیة.
الجوهری، اسماعیل‌بن حماد (۱۹۸۴)، الصحاح تاج اللغة و صحاح العربیة، تحقیق أحمد عبدالغفور عطار، الطبعة الثالثة، ستة أجزاء، بیروت: دارالعلم للملایین.
ــــــــ (۲۰۰۶)، «کتاب القوافی عن الشیخ أبی نصر إسماعیل‌بن حماد الجوهری (توفی نحو ۴۰۰ ھ.)، حققه و علق علیه سلیمان أحمد أبوستة»، مجلة دراسات اللغویة، المجلّد الثامن، العدد الثالث، ص ۱۳۳ و ۱۳۷ـ۱۴۰، ریاض یولیة.
الخطیب التبریزی، زکریا یحیی‌بن علی (۱۹۹۴)، کتاب الکافی فی العروض و القوافی، تحقیق الحسانی حسن عبدالله، الطبعة الثالثة، قاهرة: مکتبة الخانجی.
الزمخشری، ابوالقاسم محمودبن عمر (۱۹۸۹)، القسطاس فی علم العروض، تحقیق فخرالدّین قباوة،                الطبعة الثانیة المجددة، بیروت: مکتبة المعارف.
السیرافی، أبوسعید الحسن‌بن عبدالله المرزبان (۱۹۸۵)، ضرورة الشعر، تحقیق رمضان عبدالتواب، بیروت: دارالنهضة العربیة.
العروضی، أبوالحسن احمدبن محمّد (۱۹۹۶)، الجامع فی العروض و القوافی، حققه و قدم له زهیر غازی زاهد و الأستاذ هلال ناجی، بیروت: دارالجیل.
الفیروزآبادی، مجدالدّین محمّدبن یعقوب (بی‌تا)، القاموس المحیط، بیروت: شرکة دارالأرقم‌بن أبی الأرقم للطباعة و النشر و التوزیع.
الهاشمی، السیّد أحمد (۲۰۰۶)، میزان الذهب فی صناعة شعر العرب، التحقیق علاءالدّین عطیة، بیروت: مکتبة دارالبیروتی.
سعدی، مصلح‌بن عبدالله (۱۲۶۳ق)، کتاب ترجمة الجلستان الفارسی العبارة، الخواجا جبرائیل‌بن یوسف الشهیر بالمخلع، بولاق، قاهرة: دارالطباعة الباهرة.
ــــــــ (۱۳۱۰)، گلستان، به تصحیح و حواشی عبدالعظیم قریب گرکانی (با نظریات جدید)، تهران: علمی.
ــــــــ (۱۳۱۶)، بوستان، به اهتمام محمّدعلی فروغی، تهران: بروخیم.
ــــــــ (۱۳۲۰)، کلیّات، به اهتمام محمّدعلی فروغی، تهران: بروخیم.
ــــــــ (۱۹۵۹)، گلستان، تصحیح متن علمی و انتقادی، ترجمۀ روسی، مقدمه، تعلیقات و حواشی به قلم رستم موسی اوغلی علی‌یف، مسکو: فرهنگستان علوم اتحاد جماهیر شوروی سوسیالیستی.
ــــــــ (۱۹۶۱)، گلستان (روضةالورد)، ترجمة محمد الفراتی، دمشق: مدیریة التألیف و الترجمة، وزارة الثقافة والإرشاد القومی.
ــــــــ (۱۳۴۱)، گلستان، به کوشش سعید نفیسی، تهران: فروغی.
ــــــــ (۱۳۴۲)، گلستان، به اهتمام محمّدجواد مشکور، تهران: اقبال.
ــــــــ (۱۳۴۴)، شرح گلستان، محمّد خزائلی، تهران: علمی.
ــــــــ (۱۳۸۵)، غزلهای سعدی، به تصحیح و توضیح غلامحسین یوسفی، تهران: سخن.
ــــــــ (۱۳۹۰)، اشعار عربی سعدی، ترجمۀ موسی اسوار، شیراز: مرکز سعدی‌شناسی با همکاری مؤسسۀ فرهنگی پژوهشی دانشنامۀ فارس.
ــــــــ (۱۳۹۲)، گلستان، به تصحیح و توضیح غلامحسین یوسفی، تهران: خوارزمی.
ــــــــ (۱۳۹۳)، گلستان، به کوشش بهاءالدّین خرمشاهی، تهران: دوستان.
سعدی، مصلح‌بن عبدالله (۱۳۹۵)، کلیّات سعدی، تدقیق در متن و مقدمه از دکتر حسن انوری، تهران: نشر قطره.
ــــــــ (۱۳۹۵)، کلیّات سعدی، به کوشش دکتر مظاهر مصفا با همکاری اکرم سلطانی،تهران: روزنه.
ــــــــ (۱۳۹۶)، گلستان، به کوشش خلیل خطیب‌رهبر، تهران: صفی‌علیشاه.
سودی، احمد [محمد؟] (۱۲۴۹ ق)، شرح سودی بر گلستان سعدی، اسلامبول: دارالطباعة.
ــــــــ (۱۳۴۹)، شرح سودی بر گلستان سعدی، ترجمۀ حیدر خوش‌طینت و زین‌العابدین چاوشی و علی‌اکبر کاظمی، تبریز: کتاب‌فروشی تهران.
سیبویه، أبوبشر عمروبن عثمان‌بن قنبر (۱۹۸۸)، الکتاب، تحقیق و شرح عبدالسلام محمّد هارون، الطبعة الثالثة، خمسة أجزاء، قاهرة: مکتبة الخانجی.
شمس قیس رازی (۱۳۳۵)، کتاب المعجم فی معاییر أشعار العجم، به تصحیح محمّد قزوینی با مقابلۀ شش نسخۀ خطّی قدیمی و تصحیح مدرس رضوی، تهران: دانشگاه تهران.
طبیب‌زاده، آریا (۱۳۹۸)، «نه به اشتر بر سوارم (دربارۀ وزن شعری در گلستان سعدی)»، فصلنامۀ شعرپژوهی (بوستان ادب)، شمارۀ پیاپی ۴۲، ص ۲۳۱ـ۲۴۲.
قهرمانی مقبل، علی‌اصغر (۱۳۹۰)، عروض و قافیۀ عربی، تهران: سمت، بوشهر: دانشگاه خلیج فارس.
ــــــــ (۱۳۹۰)، «واحد وزن در شعر عربی و فارسی»، ادبیّات تطبیقی (ویژه‌نامۀ نامۀ فرهنگستان)، دورۀ دوم، ش ۱، ص۵۰ و ۵۱.
نجفی، ابوالحسن (۱۳۹۷)، طبقهبندی وزنهای شعر فارسی، به همّت امید طبیب‌زاده، تهران: نیلوفر.
Drory, R. (2000), Models and Contacs, Arabic Literature and its Impact on Medieval Jewish Culture, Leiden, Boston, Köln: Brill Academic Pub.
Lane, E. W. (1968), An Arabic-English lexicon, Beirut-Lebnaon: Librairie du Liban.
Versteegh, K. (2014), The Arabic Language, second edition, Edinburgh: Edinburgh University Press.
Wright, W. (1896-8), A Grammar of the Arabic language, 2 Vols, 3rd rev. edn W.Robertson Smith and M. J. de Goeje, Cambridge: Cambridge University Press