«گرگ حمیر» ترکیب غریبی است که در بیتی از سرودههای خاقانی به کار رفته و تعقیدی در دریافت معنی آن ایجاد کرده است. اغلب شارحان آن را کنایه از «ضحاک/آژیدهاک» دانستهاند، و این در حالی است که سیمای این اسطوره با «مار» پیوند خورده و ظاهراً پیوندی با «گرگ» ندارد. در دیوان خاقانی افزون بر «گرگ حمیر» از «مار حمیری» و «اژدهای حمیری» نیز یاد شده است. بدین ترتیب گویی خاقانی، ضحاک را گاه «گرگ» و گاه «مار» دانسته است. از دیگر سو، تلمیحی که بیت مورد بحث به اسطورهی «ضحاک» دارد؛ دشواری دیگری پدید آورده است چرا که در بیت مورد بحث، «مغز شیرخواران» طعمهی مار دانسته شده؛ در حالی که در هیچیک از روایتهای مکتوب این اسطوره، اشارهای به مغز شیرخواران نیست بلکه مغز مردان و بویژه جوانان، خوراک مارهای رسته بر دوش ضحاک، دانسته شده است. اتیمولوژی نام این شخصیت اسطورهای که زمانی به «مار/اژدها» و زمانی دیگر به «گرگ» پیکرگردانی میکند، میتواند به گشودن گرهی این معما یاری رساند. در این نوشتار کوشش شده تا با بررسی واژهشناختی نام ضحاک و بررسی سیر تحول تاریخی این اسطوره، دلایل پیوند «گرگ» با این شخصیت، روشن شود. همچنین نشان داده شده که چگونه عدم توجه به معنای دیگر واژهی «شیرخوار»، سبب پیدایی تناقضی ظاهری بین مفهوم بیت و روایت مشهور ضحاک گردیده است.