نامه فرهنگستان

نامه فرهنگستان

کارکرد وجهی فعل ماضی در فارسی میانه

نوع مقاله : مقاله پژوهشی

نویسنده
استادیار گروه زبان‌شناسی و زبان‌های باستانی و عضو مرکز تحقیقات میان‌رشته‌ای زبان و ادبیات، دانشگاه علامه طباطبایی
چکیده
چکیده: در زبان فارسی میانۀ کتابی، ابزارهای مختلفی برای بازنمایی مفاهیم وجهی به‌کار رفته‌است. فعل ماضی یا همان صفت فعلی گذشته که نمود تام را نشان می‌‌داده، در برخی جملات برای دلالت بر امری به‌کار رفته‌است که در آینده اتفاق می‌‌افتد، اما وقوع آن از نظر گوینده کامل است. در چنین بافت‌هایی، فعل ماضی بر مفهوم وجهی قطعیت دلالت کرده‌است. در این مقاله، نمونه‌‌هایی از ساخت‌‌های شرطی نقل شده که در آنها فعل ماضی در بند جواب شرط، برای دلالت بر مفهوم قطعیت به‌کار رفته‌است. در برخی دیگر از ساخت‌‌های شرطی نیز، فعل ماضی همراه با فعل کمکی bawēd، این مفهوم وجهی را بازنمایی کرده‌است. در جملات مقایسه‌‌ای، فعل ماضی تمنایی در بند پیرو به‌کار رفته و بر تردید و گمان کمتر و قطعیت بیشتر دلالت داشته‌است.
کلیدواژه‌ها

عنوان مقاله English

The Modal Function of Past Tense in Middle Persian

چکیده English

In Middle Persian, various tools have been used to represent modal concepts. The past stem, or past participle, which represents the perfect aspect, is used in some sentences to denote something that will happen in the future, but the occurrence of it is complete from the narrator’s point of view. In this function, the past tense implies a modal concept. In this paper, examples of conditional constructs are quoted in which the past tense in the conditional answer sentence is used to indicate the concept of certainty and certitude. In some other conditional constructions, the past tense, along with the auxiliary verb bawēd, represents this modal concept. In comparative sentences, the past optative is used in the subordinate clause and indicates less doubt and more certainty.

ابن‌‌سینا، حسین بن عبدالله، رسالۀ منطق: دانشنامۀ علائی، تصحیح محمد معین و محمد مشکوة، همدان، 1383.
ابوالقاسمی، محسن، 1387، دستور تاریخی زبان فارسی، تهران.
اخلاقی، فریار، 138۶، «بایستن، شدن و توانستن: سه فعل وجهی فارسی امروز»، دستور، ج 3، ش 3، ص 82-132.
اژه‌‌ای، محمدعلی، 1390، مبانی منطق، تهران.
بهار، محمدتقی، 1373، سبک‌شناسی، ج1، تهران.
جام، شیخ احمد، کنوز الحکمة، به‌کوشش علی فاضل، تهران، 1387.
جاماسب‌‌آسا، جاماسب جی دستور منوچهر، 1391، متن‌‌های پهلوی، به‌کوشش سعید عریان، تهران.
خیام، عمر ابن ابراهیم، نوروزنامه در منشأ و تاریخ و آداب جشن نوروز، تصحیح مجتبی مینوی، تهران، 138۵. 
راستارگویوا، و. س.، 1379، دستورزبان فارسی میانه، ترجمۀ ولی‌‌اللّه شادان، تهران.
راشدمحصل، محمدتقی، 138۵، وزیدگیهای زادسپرم، تهران.
ــــــــــ ، 1389، دینکرد هفتم، تهران.
سعدی، شیخ مصلح‌‌الدین، غزلیات سعدی، تصحیح محمدعلی فروغی، تهران، 137۵.
ــــــــــ ، شرح بوستان، به کوشش محمد خزائلی، تهران، 13۵3.
شفائی، احمد، 13۶3، مبانی علمی دستور زبان فارسی، تهران.
شمیسا، سیروس، 138۶، معانی و بیان، تهران.
عریان، سعید، نک: جاماسب‌آسا.
عطار نیشابوری، فریدالدین محمد، تذکرة الأولیاء، تصحیح محمد استعلامی، تهران، 1391.
عموزاده، محمد و رضایی، حدائق ، 1391، «بررسی مفاهیم وجهی زمان دستوری در زبان فارسی»، پژوهش‌‌های زبانی، س 3، ش 1، ص ۵3-7۶.
قائم‌‌مقامی، سید احمدرضا، 139۵، «یک ساخت ناشناختۀ فعل التزامی در فارسی میانه»، پژوهش‌‌های ایرانشناسی، س  ۶، ش  1، ص 12۵-13۶.
قریب، بدرالزمان، 1379، «تحول وجه تمنایی به ماضی استمراری در زبان‌های ایرانی»، یادنامۀ دکتر احمد تفضلی، به‌کوشش علی‌اشرف صادقی، تهران، ص 2۴۵-278.
ناتل‌‌خانلری، پرویز، 138۶، دستورزبان فارسی، تهران.
 
Brunner, Ch. j., 1977, A Syntax of Western Middle Iranian, New York.
Bussmann, H., 2006 [1996], Routledge Dictionary of Language and Linguistics, translated and edited by G. P. Trauth and K. Kazzazi, London and New York.
Comrie, B., 2001, Aspect, Cambridge.
Crystal, D., 2008, A Dictionary of Linguistics and Phonetics, Hong Kong.
Dhabhar, E. B. N., 1927, Zand-i Khūrtak Avistāk, Bombay. 
 , 1949, Pahlavi Yasna and Visperad, Bombay.
 ,1963, Translation of Zand-i Khūrtak Avistāk, Bombay.
Dhalla, M. N., 1965, The Nyaishes or Zoroasterian Litanies, New York.
Durkin-Meisterernst, D., 2014, Grammatik des Westmitteliranischen, Wien.
Jamasp, D. H., 1907, Vendidâd, Bombay.
Lyons, J., 1972, Introduction to Theoretical Linguistics, Cambridge.
MacKenzie, D. N., 1971, A Concise Pahlavi Dictionary, Oxford.
Maggi, M. and Orsatti, P., 2018, “From Old to New Persian”, The Oxford Handbook of Persian Linguistics, ed. A. Sedighi and P. Shabani-Jadidi, Oxford, pp. 7-51.
Reichelt, H., 1911, Avesta Reader (Texts, Notes, Glossary and Index), Strassburg.
Salemann, C., 1974, “Mittlelpersisch”, Grundriss der Iranischen Philologie, Berlin-New York, pp. 249-332.
Shaked, Sh., 1979, The Wisdom of Sasanian Sages (Dēnkard VI), Colorado.
Skjærvø, P. O., 2010a, “Old Iranian”, The Iranian Languages, ed. G. Wintfuhr, London and New York, pp. 43-195.
Skjærvø, P. O. 2010b. “Middle West Iranian”, The Iranian Languages, ed. G. Windfuhr, London and New York, pp. 196-278.
Weber, D., 2007, “Pahlavi Morphology”, Morphologies of Asia and Africa, vol. 1, ed. A. S. Kaye, Winona Lake, pp. 941-973.
Williams, A. V., 1990, The Pahlavi Rivāyat Accompanying the Dādestān Ī Dēnīg, 2 vols., Copenhagen.

  • تاریخ دریافت 17 اسفند 1400